<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>اکولوژی انسانی</title>
    <link>https://www.landscapeecologyjournals.ir/</link>
    <description>اکولوژی انسانی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Wed, 21 Jan 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Wed, 21 Jan 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>الگوی ارزیابی لایه‌های زیست‌محیطی در جزیره‌ی هنگام با هدف توسعه‌ی گردشگری پایدار</title>
      <link>https://www.landscapeecologyjournals.ir/article_229607.html</link>
      <description>یکی از اقتضائات نگاه کل‌نگرانه نسبت به محیط و حیات بشری در دوران معاصر، پای‌بندی به اصول توسعه‌ی پایدار در برنامه‌ریزی است که اهداف اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی را توأمان دنبال می‌کند. مناطق مرزی ساحلی بویژه جزایر از دیرباز به‌دلیل تنوّع زیستی و نقش در معیشت ساکنین، محیط‌هایی پویا و واجد اهمیت بوده‌اند. برای ایجاد منافع بلندمدت و تقویت ظرفیت‌ها در این مناطق و نیز کاهش اثرات منفی توسعه، رویکرد گردشگری پایدار، زمینه را برای حفظ منابع زیستی و رضایت جوامع بومی و محلی فراهم می‌نماید. مقاله حاضر نشان می‌دهد که چگونه ارزیابی شایسته لایه‌های مختلف زیست‌محیطی همچون آب، زمین، گیاهان، موجودات زنده و ... در جزایر ساحلی، می‌تواند به شکل‌گیری تجربیات فضایی جهت تحقّق امر گردشگری پایدار در آنها بیانجامد و ابعاد این موضوع را در جزیره هنگام تبیین می‌کند. شناخت قابلیت‌های نهفته در این جزیره‌ و تحلیل لایه‌های زیست‌محیطی آن، الگویی برای تجربیات فضایی ارائه می‌دهد که هم‌راستا با اصول توسعه‌ی پایدار و ارتقای ظرفیت‌های گردشگری است. دستیابی به این هدف از طریق استنتاج یافته‌ها، ایده‌پردازی و ارائه برنامه فضایی متناسب با بستر طبیعی صورت می‌پذیرد. پرسش‌های تحقیق عبارتند از: چگونه می‌توان با ارزیابی لایه‌های محیط زیست در جزیره هنگام با قابلیت‌های طبیعی، تجربیات فضایی تازه‌ای پدید آورد؟ و رویکرد گردشگری پایدار چه چشم‌اندازی را برای توسعه و برنامه‌ریزی آینده‌ی این جزیره رقم خواهد زد؟ روش تحقیق مقاله‌ بر مبنای رهیافت کیفی همراه با سیر منطقی استدلال استقرایی می‌باشد که گردآوری، دسته‌بندی و تحلیل اطلاعات براساس راهبرد پژوهش موردی بصورت میدانی و تحلیل اسناد کتابخانه‌ای موجود همراه با ارزیابی در سطح طراحی و ارائه فضاهای کالبدی انجام شده است. مقاله در نتیجه برای تعریف و بیان فضایی جهت ایجاد تجربه پایدار و ارتباط با محیط زیست از سه منظر کارکردی، ادراکی و کالبدی، الگویی به منظور بهره‌برداری از سطوح و نواحی جزیره هنگام به همراه برنامه فیزیکی پیشنهاد داده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل جامعه‌شناختی تأثیر تغییرات اجتماعی بر رفتار سیاسی جامعه مشارکت سیاسی، فعالیت احزاب و تشکل‌های اجتماعی (بعد از سال 1388 در ایران)</title>
      <link>https://www.landscapeecologyjournals.ir/article_230700.html</link>
      <description>هدف از این تحقیق تحلیل جامعه‌شناختی تأثیر تغییرات اجتماعی بر رفتار سیاسی جامعه می‌باشد. این تحقیق ازنظر هدف کاربردی و ازنظر شیوه انجام توصیفی- همبستگی می‌باشد. تعداد جامعه آماری تحقیق حاضر شامل زنان و مردان 18 تا 65 سال بعد از سال 1388 در ایران می‌باشد؛ که به روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای موردمطالعه قرارگرفته‌اند. همچنین برای جمع‌آوری اطلاعات از پرسشنامه‌های استاندارد و پرسشنامه محقق ساخته فعالیت احزاب استفاده گردی. به‌منظور تجزیه‌وتحلیل اطلاعات جمع‌آوری‌شده از تکنیک‌ آماری همبستگی پیرسون استفاده‌شده است. یافته‌های کیفی تحقیق نشان می‌دهد تحلیل جامعه‌شناختی به‌عنوان یک رویکرد نظریه‌پردازی در علوم اجتماعی، روابط بین تغییرات اجتماعی و رفتار سیاسی را موردبررسی قرارمی‌دهد. تأثیر تغییرات اجتماعی بر رفتار سیاسی جامعه متنوع و پیچیده است و متأثر از عوامل مختلفی ازجمله ارزش‌ها، باورها، انگیزه‌ها و هویت افراد است. نتایج تحقیق نشان می‌دهد تغییرات اجتماعی بر رفتار سیاسی جامعه تأثیرگذار است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربرد اصول معماری دایره‌ای در بهینه‌سازی مصرف سوخت در ساختمان‌های مسکونی ایران</title>
      <link>https://www.landscapeecologyjournals.ir/article_231473.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف بررسی کاربرد اصول معماری دایره‌ای در بهینه‌سازی مصرف سوخت فسیلی در ساختمان‌های مسکونی ایران، از طریق رویکرد کیفی پدیدارشناختی انجام شد. داده‌ها با استفاده از مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۵ معمار حرفه‌ای از شهرهای تهران، اصفهان، تبریز و شیراز، جمع‌آوری و با روش تحلیل تماتیک و نرم‌افزار NVivo تحلیل شدند. یافته‌ها چهار تم اصلی را شناسایی کردند: موانع اجرایی (هزینه‌های بالا، کمبود دانش فنی، مقاومت فرهنگی)، فرصت‌های نوآورانه (ادغام الگوهای سنتی مانند خشت و بادگیر، نوآوری‌های دیجیتال، همکاری بین‌رشته‌ای)، تأثیر عملی (کاهش ۲۰-۳۰٪ مصرف گاز، پایداری بلندمدت، کاهش ۱۵-۲۵٪ انتشار CO₂)، و راهکارهای پیشنهادی (آموزش، تحقیق محلی، مشارکت جامعه). الگوی پارادایمی Strauss و Corbin (۱۹۹۸) نشان داد که فرصت‌ها پدیده مرکزی (بهینه‌سازی مصرف سوخت) را تقویت می‌کنند، اما موانع آن را تعدیل می‌کنند، و راهکارها این تعدیل را مدیریت می‌کنند. این اصول با کاهش وابستگی به سوخت‌های فسیلی، به اهداف توسعه پایدار و امنیت انرژی ایران کمک می‌کنند. مقایسه با مطالعات پیشین نشان داد که الگوهای سنتی ایران پتانسیل مشابهی با رویکردهای جهانی دارند، اما موانع فرهنگی و اقتصادی در ایران برجسته‌ترند. پیشنهادات شامل: هم‌راستایی مقررات ملی با اصول دایره‌ای، یارانه برای مواد بازیافتی، و آموزش معماران است. این پژوهش شکاف کیفی در تجربیات معماران ایرانی را پر کرده و به توسعه معماری پایدار کمک می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش گردشگری روستایی در توسعه پایدار اقتصادی روستاهای شهرستان صومعه سرا</title>
      <link>https://www.landscapeecologyjournals.ir/article_232619.html</link>
      <description>تنوع ابعاد و پیچیدگی صنعت گردشگری، متناسب با مناطق جغرافیایی، زمینه های ویژه ای برای برنامه ریزی و مدیریت گردشگری ایجاد کرده است. در مناطق مستعد توسعه صنعت گردشگری، باید به دنبال عوامل محرک جریان گردشگری بود چرا که گردشگری یکی از پویاترین فعالیت های اقتصادی عصر حاضر می باشد اگرچه توسعه گردشگری راه حل کلی برای رفع همه مسائل نیست، اما راهبردی مناسب، را برای توسعه پایدار اقتصادی و کاهش محرومیت مناطق و توسعه همه جانبه اقتصادی در یک شهرستان یا کشور، پیش روی برنامه ریزان قرار خواهد داد. بنابراین ضرورت پرداختن به مساله گردشگری روستایی، نیازهای پیش روی شهرنشینان را با تغییر در مولفه های اقتصادی مورد بررسی و در شرایط مطلوب قرار خواهد داد. این تحقیق از نوع کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی &amp;amp;ndash; تحلیلی است. جامعه آماری ما در این پژوهش خانوارهای روستایی شهرستان صومعه‌سرا، مسئولین و گردشگران می باشند که برای بررسی تاثیرات عوامل مطرح شده در گردشگری از ابزار پرسشنامه استفاده که توسط جامعه آماری فوق پاسخ و داده ها با استفاده از آزمون‌های آماری نرم افزار Spss و با و مدل HOLSAT به تجزیه تحلیل داده‌های پژوهش پرداخته‌ایم که نتایج آن حاکی از مسئله می-باشد که مطابق آزمون‌های آماری گرفته شده از مولفه‌های دو فرضیه هر دو فرضیه تأیید می‌شوند و این ساختار‌ها توانسته‌اند موجبات توسعه گردشگری منطقه را فراهم آورند و نتایج حاصله از مدل HOLSAT نشان از مثبت بودن عملکرد موجود در مولفه‌های ساختار اقتصادی و متناقض بودن که نشان از نیازمندی در راستایی برنامه‌ریزی مجدد در این راستا می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نگرش ایرانی ها نسبت به حضور مهاجرهای هم زبان شرقی: افغان ها در آیینه کامنت های اینستاگرامی ایرانی ها</title>
      <link>https://www.landscapeecologyjournals.ir/article_232794.html</link>
      <description>مهاجرت گسترده افغانستانی‌ها به ایران به عنوان یک پدیده اجتماعی برجسته، نگرش‌های متنوعی را در جامعه ایرانی ایجاد کرده است. اهمیت این پدیده ریشه در پیوستگی فرهنگی و تاریخی دو ملت دارد، اما همواره با چالش‌هایی مانند تراکم جمعیت، رقابت بر سر منابع و تنش‌های اجتماعی همراه بوده است. لذا این مطالعه با هدف بررسی نگرش‌ها و الگوهای فکری کاربران ایرانی اینستاگرام نسبت به مهاجران افغانستانی، به چگونگی بازنمایی این نگرش‌ها در کامنت‌ها می‌پردازد. پژوهش با رویکرد تحلیل محتوای کیفی انجام شد و نمونه شامل ۵۱۲ کامنت که به طور هدفمند از صفحات خبری، اجتماعی و آموزشی اینستاگرام (تیر تا آذر ۱۴۰۳) بود که بر اساس معیارهایی مانند ارتباط موضوعی، تعامل و تنوع برگزیده شدند. متون بر اساس چهارچوب مفهومی الو و کینگاس تحلیل گردیدند. پنج مضمون اصلی شناسایی شد: تهدید ادراک‌شده (تحدید منابع و تهدید امنیتی)، برتری‌جویی ملی‌گرایانه، اضطرار دولت-ملت، تصورات قالبی و حمایتگری (عاطفی و عقلانی). یافته‌ها نشان می‌دهد که تهدید ادراک شده، برتری جویی ملی گرایانه، اضطرار دولت- ملت و تصورات قالبی، گفتمان طرد مهاجران را تقویت می‌کند، در حالی که حمایتگری به شمولیت اجتماعی کمک می‌کند. این پژوهش به درک فضای پارادوکسیکال فرهنگی-اجتماعی مهاجرت افغانستانی‌ها در ایران کمک کرده و پیشنهاد می‌دهد سیاست‌های مهاجرتی بازنگری شوند، گفتمان‌های انسانی ترویج یابند و پژوهش‌های آینده بر بسترهای متنوع‌تر تمرکز کنند تا تنش‌ها در فضای جغرافیای انسانی موجود کاهش یابد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانش مؤلفه‌های تأثیرگذار بر هویت اجتماعی در بازارهای تاریخی (نمونه موردی: بازار تاریخی تبریز)</title>
      <link>https://www.landscapeecologyjournals.ir/article_232795.html</link>
      <description>هویت اجتماعی معماری به مفهوم بیان ملموسی از حافظه‌ی جمعی و هویت فرهنگی اطلاق می‌گردد که نحوه‌ی تجربه و تعامل مردم با محیط خود را نمایش می‌دهد. در این راستا، بازخوانش مؤلفه‌های تأثیرگذار بر هویت اجتماعی معماری در بناهای ماندگار می‌تواند نقش محوری در ارائه‌ی طرح‌های مطلوب معماری داشته باشد. از این‌رو، پژوهش حاضر با هدف بازخوانش مؤلفه‌های تأثیرگذار بر هویت اجتماعی در بازار تاریخی تبریز نگارش شده است. روش تحقیق در مطالعه‌ی حاضر آمیخته با هدف کاربردی و ماهیت توصیفی-تحلیلی می‌باشد که در راستای تجزیه و تحلیل داده‌ها از مدل حداقل مربعات جزئی در نرم‌افزار Warp-pls استفاده شده است. همچنین جامعه‌ی آماری پژوهش شامل متخصصان و نخبگان معماری می‌باشد که با توجه به مشخص نبودن تعداد حجم جامعه‌ی آماری با استفاده از فرمول کوهن در سطح اطمینان 95 درصد، حجم نمونه 200 نفر برآورد شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که بیشترین تأثیرگذاری بر هویت اجتماعی بازار تاریخی تبریز مربوط به مؤلفه‌های ادراکی-معنایی، خاطره‌انگیزی، رویدادپذیری و فضایی-عملکردی با ضرایب 691/0، 651/0، 603/0 و 564/0 می‌باشد. در بین متغیرهای فرعی نیز بیشترین تأثیرگذاری مربوط به انعکاس عناصر روحانی، ارزش‌ها و باورها، ایجاد احساس آشنایی و خاطره‌انگیزی فضا، تأکید بر رویدادهای مختلف اجتماعی، فرهنگی و مذهبی، بهره‌مندی از تاریخ و سنت در طراحی و توجه به بعد اجتماعی انسان و وجود فضاهایی برای تعاملات اجتماعی بوده است. همچنین بازخوانش این مؤلفه‌ها بایستی بر مبنای رویکرد زمینه‌گرایی (تداوم/تحول و وحدت/کثرت) و منطقه‌گرایی (تمایز/تشابه) باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل چالش‌های قلمروگستری ژئوپلیتیکی ایران در عراق (در مقایس فرو ملی)</title>
      <link>https://www.landscapeecologyjournals.ir/article_233540.html</link>
      <description>حکومت‌ها به‌عنوان بازیگران اصلی عرصه ژئوپلیتیک به‌منظور تامین امنیت، حفظ و کسب منافع بیشتر، همچنین ارتقاء جایگاه و منزلت خود در سطح جهانی به دنبال ایجاد مناسبات ژئوپلیتیکی با دیگر بازیگران می‌شوند. در این بین کشور ایران به‌عنوان یکی از مهم‌ترین بازیگران منطقه‌ای در جنوب غرب آسیا دارای علائق ژئوپلیتیکی فراوانی است که از جمله این علائق را می‌توان در ارتقای سطح نفوذ در ماورای مرزها خود به‌ویژه در بین همسایگان خود از جمله کشور عراق می‌باشد. بر این اساس تحقیق حاضر به بررسی چالش‌های گوناگونی که در مسیر گسترش قلمرو ژئوپلیتیکی ایران در عراق وجود دارد، می‌پردازد. با توجه به اهمیت منطقه‌ای و بین‌المللی این موضوع و تأثیرات گسترش قلمرو بر روابط منطقه‌ای و بین‌المللی تحقیق حاضر با رویکرد توصیفی تحلیلی مهم‌ترین چالش‌های ایران در این زمینه را در دو سطح فروملی، ملی مورد بررسی قرار داده است. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که: مهم‌ترین چالش‌های گسترش قلمرو ژئوپلیتیکی ایران در سطح فروملی برای کشور عراق عبارت بودند از: وجود گسست سیاسی در ورابط شیعیان عراق و ایران، وجود اندیشه‌های افراط‌گرایی مذهبی و سیاسی (بعثی) در میان اهل‌سنت عراق بودند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی و رتبه‌بندی شاخصه‌های معماری سبز در طراحی مساجد و بررسی همسان‌سنجی آن در دوران گذشته و معاصر</title>
      <link>https://www.landscapeecologyjournals.ir/article_233690.html</link>
      <description>این پژوهش با تمرکز بر شناسایی و تحلیل شاخصه‌های معماری سبز در طراحی مساجد و ارزیابی میزان انطباق این شاخصه‌ها در مساجد امروز نسبت به نمونه‌های تاریخی انجام‌شده است. دلیل اصلی توجه به این موضوع، محدود بودن تحقیقات درزمینهٔ به‌کارگیری اصول معماری سبز در طراحی مساجد، به‌ویژه در ایران، است. این در حالی است که مساجد بهعنوان فضاهایی با کارکرد معنوی و اجتماعی، ظرفیت بالایی برای بسط اصول پایداری و نقش‌آفرینی در ارتقای کیفیت محیط‌زیست دارند. در راستای این هدف، پژوهش تلاش کرده است تا پاسخی به سه پرسش کلیدی ارائه دهد: اول اینکه چه شاخصه‌هایی از معماری سبز باید در طراحی یک مسجد لحاظ شوند؟ دوم، کدام‌یک از این شاخصه‌ها تأثیر بیشتری بر بهبود کیفیت معماری مساجد دارد؟ و سوم اینکه مساجد جدید تا چه حد ازنظر رعایت این شاخصه‌ها با نمونه‌های تاریخی قابل قیاس هستند؟ برای پاسخ‌گویی به پرسش‌های مطرح‌شده، روش تحقیق ترکیبی از مطالعات کتابخانه‌ای و پیمایشی طراحی شد. ابتدا با به‌کارگیری روش دلفی و مشارکت ۹ نفر از خبرگان این حوزه، از بین ۴۰ شاخص پیشنهادی، تعداد ۲۷ شاخص کلیدی انتخاب گردید. سپس بر اساس این شاخص‌ها پرسشنامه‌ای تدوین شد که به ۳۰۰ مهندس معمار ارسال گردید. از مجموع پرسشنامه‌های توزیع‌شده، تعداد ۱۲۶ پرسشنامه معتبر جمع‌آوری‌شده و داده‌های حاصل مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که علی‌رغم افزایش آگاهی نظری پیرامون توسعه معماری سبز، بخش زیادی از شاخصه‌های مهم معماری سبز در طراحی مساجد مدرن کمتر رعایت می‌شوند. ازجمله شاخصه‌هایی که بیشترین تأثیر را در بهبود معماری سبز دارند می‌توان به مواردی مانند بهینه‌سازی مصرف انرژی، استفاده مؤثر از نور طبیعی و تهویه طبیعی، توجه به اقلیم و جهت‌گیری ساختمان، بهره‌گیری از مصالح بومی و ایجاد انعطاف‌پذیری در کاربری‌های طول زمان اشاره کرد. همچنین بر اساس تحلیل عامل اکتشافی چهار عامل اصلی مرتبط با معماری سبز در طراحی مساجد شناسایی شدند که عبارت‌اند از: عامل اول (طراحی و انرژی)، عامل دوم (کیفیت محیطی)، عامل سوم (مدیریت و پایداری) و عامل چهارم (بافت و فرهنگ). این پژوهش پیشنهاد می‌کند که بازخوانی خلاقانه میراث معماری گذشته، همگام با استفاده از دانش و فناوری‌های معاصر، راهی مؤثر برای دستیابی به طراحی مساجدی سبز و هماهنگ با نیازهای امروز و آینده خواهد بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی دسترسی افراد معلول به خدمات آتش‌نشانی در سطح شهر اردبیل</title>
      <link>https://www.landscapeecologyjournals.ir/article_233746.html</link>
      <description>عدالت فضایی در دسترسی گروه‌های آسیب‌پذیر به خدمات اضطراری، از جمله خدمات آتش‌نشانی، یکی از ارکان اساسی ایمنی و شهروندی فراگیر در شهرهای معاصر محسوب می‌شود. این پژوهش با رویکرد توصیفی- تحلیلی و با هدف ارزیابی دسترسی فضایی افراد دارای معلولیت به ایستگاه‌های آتش‌نشانی در شهر اردبیل انجام شده است. داده‌های پژوهش شامل موقعیت ۶۵۸۶ فرد معلول ثبت‌شده در اداره بهزیستی استان، هفت ایستگاه آتش‌نشانی فعال و شبکه معابر شهری است که با استفاده از روش‌های تحلیل شبکه، محدوده خدماتی (Service Area) و مدل تخصیص مکان (Location-Allocation) در محیط GIS تحلیل شدند. یافته‌ها نشان می‌دهد که توزیع جمعیت معلول در سطح شهر به‌صورت خوشه‌ای و نامتوازن است؛ به‌طوری که منطقه ۴ بیشترین (۱۹۶۷ نفر) و منطقه ۳ کمترین (۶۱۷ نفر) تعداد را داراست. همچنین، هیچ ایستگاه آتش‌نشانی در منطقه ۵ یکی از مناطق حاشیه‌ای و آسیب‌پذیرمستقر نیست. با وجود این، بیش از ۹۹٫۸ درصد افراد معلول در شعاع پاسخ‌دهی ۷ دقیقه‌ای قرار دارند. با این‌حال، تحلیل‌های فضایی هشدار می‌دهند که دسترسی ظاهری لزوماً معادل دسترسی واقعی نیست، زیرا موانع کالبدی، ارتباطی و نهادی می‌توانند مؤثر باشند. پیشنهادهایی با رویکرد تحقق اهداف توسعه پایدار (SDG) و اصول کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت سازمان ملل متحد برای مکان‌یابی بهینه ایستگاه جدید به‌ویژه در منطقه ۵، بازنگری در معیارهای توزیع خدمات و تلفیق متغیرهای جمعیتی آسیب‌پذیر در برنامه‌ریزی بحران می‌تواند دسترسی بهینه به خدمات آتش‌نشانی را برای کلیه افراد به‌ویژه معلولین تسهیل نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی رفتار رای دهی در دوره دهم و یازدهم مجلس شورای اسلامی (مطالعه موردی: حوزه انتخابیه قصرشیرین، سرپل ذهاب و گیلان‌غرب)</title>
      <link>https://www.landscapeecologyjournals.ir/article_234088.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف واکاوی تطبیقی و کیفی عوامل مؤثر بر رفتار رأی‌دهی در دو دوره دهم و یازدهم انتخابات مجلس شورای اسلامی، با تمرکز بر حوزه انتخابیه قصرشیرین، سرپل‌ذهاب و گیلان‌غرب انجام شده است. که اولین کار پژوهشی در این زمینه می باشد و با بهره‌گیری از رویکرد تحلیل محتوای کیفی و استفاده از نرم‌افزار MaxQDA، به بررسی دیدگاه‌های ۳۰ تن از نخبگان محلی پیرامون عامل های شکاف محوری ایلی - طایفه‌ای، مذهبی، شهرستان‌گرایی، سیاسی - جناحی و اقتصادی پرداخته است. یافته‌ها بیان می کنند که این عوامل در هر دو دوره اثرگذار بوده اند اما به جز عامل مذهبی که روندی کاهشی را در دوره یازدهم نشان می دهد، سایر عوامل در مقایسه با دوره دهم روند افزایشی داشته اند. در مجموع داده‌ها بیانگر آن هستند که رفتار انتخاباتی شهروندان این حوزه در هر دو دوره، کمتر تابع شاخص‌های برنامه‌محور بوده است و بیشتر متأثر از ساز و کارهای غیر رسمی، شبکه‌های هویتی و منافع معیشتی می باشد. تحلیل تطبیقی تغییرات شکاف‌ها نشانگر آن است که در گذر زمان، گرایش رأی‌دهندگان به کنش فرهنگ سیاسی کاهش یافته و شکل‌بندی رأی‌دهی در بسترهای غیررسمی و هویتی تعمیق یافته است. این پژوهش بر ضرورت بازنگری در نظریه‌های پیشین رأی‌دهی و لزوم تدوین الگوهای بومی در تحلیل رفتار سیاسی این منطقه و مناطق پیرامونی ایران تأکید می‌ورزد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی روند فرونشست جاذبه های تاریخی و گردشگری شهر اصفهان با تصاویر سنتیل-سری 1(سال2016 تا 2024) و میزان آن به تفکیک آثار سلسله های تاریخی</title>
      <link>https://www.landscapeecologyjournals.ir/article_234274.html</link>
      <description>شهر اصفهان، یکی از مهم‌ترین مراکز فرهنگی، معماری، تاریخی و گردشگری ایران است که پدیده فرونشست زمین تهدیدی جدی برای پایداری بناهای تاریخی و گردشگری آن محسوب می‌شود. هدف این پژوهش، تحلیل روند فرونشست زمین در شهر اصفهان طی سال‌های ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۴ و بررسی میزان فرونشست به تفکیک آثار گردشگری مربوط به سلسله‌های مختلف تاریخی است. پژوهش کاربردی و از نوع توصیفی-تحلیلی با استفاده از تصاویر سنجش از دور و داده های مکانی آثار تاریخی و گردشگری است. داده‌ها شامل تصاویر ماهواره‌ای سنتینل-۱ بوده که از وب‌سایت آلاسکا دانلود و برای هر سال دو تصویر (ابتدای سال و انتهای سال) انتخاب شد. تحلیل فرونشست با استفاده از نرم‌افزار SNAP انجام شد تا تغییرات زمین و الگوهای فرونشست در بازه زمانی ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۴، به‌دقت شناسایی شود. نتایج نشان می‌دهند که میزان فرونشست نوسانی بوده و بیشترین شدت آن در سال‌های ۲۰۱۸ و ۲۰۲۱ به ترتیب با ۲/۱۴ و ۶/۱۳ سانتی متر مشاهده شده است، در حالی که کمترین مقادیر در سال‌های ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ به ترتیب با ۶/۷ و ۵/۸ سانتی متر ثبت شده است. مناطق ۹، ۱۱ و ۱۵ بیشترین تأثیر را از فرونشست تجربه کرده‌اند که با کاهش سطح آب‌های زیرزمینی و فشارهای شهری مرتبط است. بیشترین میزان فرونشست مربوط به حمام رهنان با ۷۵/۲، منارجنبان با ۵۰/۲ و آتشکده با ۰۳/۲ سانتی‌متر بوده است و میانگین فرونشست سایر آثار بین ۵/۰ تا ۱ سانتی‌متر قرار داشته است. همچنین بیشترین میزان فرونشست مربوط به آثار دوره صفویه با مجموع ۴۹/۲۵ سانتی‌متر و میانگین ۴۷/۴سانتی‌متر بوده و آثار قاجاریه کمترین آسیب را با میانگین ۵۹/۳ سانتی‌متر تجربه کرده‌اند. نتیجه آنکه، فرونشست در اصفهان روندی مستمر است که زیرساخت‌ها و میراث فرهنگی شهر را تهدید می‌کند. مدیریت هدفمند و پایش مستمر با همکاری بین‌رشته‌ای متخصصان برای کاهش خطرات بناهای تاریخی و گردشگری ضروری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی راهکارهای مدیریت شهری با تأکید بر سازوکارهای تشویقی برای ارتقای مشارکت محلی در مدیریت پسماند (نمونه موردی: شهر تهران)</title>
      <link>https://www.landscapeecologyjournals.ir/article_234380.html</link>
      <description>مدیریت پسماند شهری در دهه‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین چالش‌های کلان‌شهرها، به‌ویژه در کشورهای در حال توسعه، تبدیل شده‌است. هدف این پژوهش، شناسایی و ارائه راهکارهای کارآمد مدیریت شهری با تمرکز بر سازوکارهای تشویقی و اجرایی به‌منظور ارتقای مشارکت جوامع محلی در مدیریت پسماند می‌باشد. شهر تهران، به‌عنوان مطالعه موردی، انتخاب شده‌است. داده‌ها با رویکرد ترکیبی (کیفی و کمی) گردآوری شده‌اند که در بخش کیفی، از مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته و جلسات گروهی با متخصصان و ذی‌نفعان حوزه مدیریت شهری استفاده شده و در بخش کمی، تحلیل محتوا و مقایسه تطبیقی تجربه‌های موفق جهانی به کار گرفته شده‌است. ابزارهای جمع‌آوری داده شامل پرسشنامه تخصصی و چک‌لیست ارزیابی راهکارها بر اساس معیارهای قانونی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیرساختی بوده‌است.&amp;amp;nbsp;نوآوری اصلی پژوهش در ارائه مدلی بومی‌شده می‌باشد که سازوکارهای تشویقی (نظیر تخفیف عوارض شهری، مشوق‌های مالی، آموزش و فرهنگ‌سازی) را با ابزارهای اجرایی (مانند قوانین الزام‌آور و جریمه‌ها) ترکیب می‌کند تا مشارکت شهروندان افزایش یابد. یافته‌ها نشان می‌دهد راهکارهایی همچون بانک زباله، سیستم سپرده‌گذاری و بازگشت، مدارس سبز و کمپین‌های محلی بیشترین سازگاری را با شرایط ایران دارند و می‌توانند نقش مؤثری در ارتقای مشارکت عمومی و کاهش پیامدهای زیست‌محیطی دفن پسماند ایفا کنند. بر این اساس، پیشنهاد می‌شود مدیریت شهری با تأکید بر آموزش مستمر، اصلاح قوانین و طراحی مشوق‌های مالی، زمینه تحقق توسعه پایدار در حوزه مدیریت پسماند را فراهم آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر رودهای حوضه آبریز تالاب انزلی بر اقتصاد روستاهای پیرامون با رویکرد زیست بوم محور</title>
      <link>https://www.landscapeecologyjournals.ir/article_234381.html</link>
      <description>روستاها به عنوان بسترهای اصلی تولید مواد غذایی و شکل‌گیری معیشت‌های پایدار، همواره در تعامل مستقیم با منابع طبیعی به‌ویژه منابع آبی قرار داشته‌اند. در ایران نیز بسیاری از روستاها در مجاورت منابع آبی نظیر تالاب‌ها شکل گرفته‌اند و تالاب انزلی به عنوان یکی از مهم‌ترین زیست‌بوم‌های آبی کشور، نقش حیاتی در اقتصاد و پایداری روستاهای پیرامون خود دارد. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر رودخانه‌های حوضه آبریز تالاب انزلی بر اقتصاد روستاهای اطراف آن انجام شده و به‌ویژه کاهش عمق و سطح آب این تالاب را به عنوان یک متغیر کلیدی در نظر گرفته است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی بوده و داده‌ها از طریق مصاحبه و پرسش‌نامه از میان نمونه‌ای هدفمند شامل ۴۰ نفر از ساکنان محلی، کشاورزان و کارشناسان منطقه جمع‌آوری شده است. نتایج نشان می‌دهد که کاهش آبدهی رودخانه‌های ورودی به تالاب، علاوه بر تغییرات اکولوژیکی و کاهش تنوع زیستی، پیامدهای گسترده‌ای در حوزه اقتصادی و اجتماعی روستاها به همراه داشته است. از جمله این پیامدها می‌توان به کاهش درآمد کشاورزی ناشی از کم‌آبی، افت چشمگیر فعالیت‌های ماهیگیری، رکود گردشگری بومی، افزایش مهاجرت روستاییان، تغییر کاربری اراضی از کشاورزی به مسکونی یا تجاری، و دگرگونی‌های فرهنگی و اجتماعی اشاره کرد. همچنین با پایین آمدن سطح آب تالاب، ارزش زمین‌ها به طور غیرطبیعی افزایش یافته و فشار بیشتری بر منابع طبیعی وارد شده است. یافته‌ها بر ضرورت اجرای سیاست‌های مدیریت یکپارچه منابع آب، تأمین حق‌آبه زیست‌محیطی و بهره‌گیری از رویکردهای زیست‌بوم‌محور برای احیای تالاب انزلی و پایداری اقتصادی و اجتماعی جوامع محلی تأکید دارند. این پژوهش نشان می‌دهد که رابطه‌ای مستقیم میان سلامت اکولوژیکی تالاب و معیشت ساکنان روستاهای اطراف آن وجود دارد و بدون برنامه‌ریزی جامع، توسعه پایدار در این منطقه تحقق نخواهد یافت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر تجارت درون منطقه‌ای و برون منطقه‌ای کالاهای فناوری اطلاعات و ارتباطات بر کیفیت محیط زیست</title>
      <link>https://www.landscapeecologyjournals.ir/article_234622.html</link>
      <description>چالش‌های زیست‌محیطی اخیر در دنیا، کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه را بر این داشته که به دنبال راهکاری برای تداوم رشد و توسعه همراه با حفظ محیط زیست‌شان باشند. یکی از ابزارهایی که می‌تواند همراه با دستیابی به توسعه اقتصادی، تغییر کیفیت محیط زیست را به همراه داشته باشد، تجارت بین الملل است. از این‌رو هدف اصلی این تحقیق، بررسی اثرات زیست‌محیطی تجارت دوجانبه کالاهای فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) بین کشورهای توسعه‌یافته (شمال) و در حال توسعه (جنوب) می‌باشد. بدین منظور با استفاده از یک مدل پانل و با بکارگیری داده‌های ترکیبی طی دوره‌ی زمانی 2023-2000 برای 33 کشور توسعه یافته و 78 کشور درحال توسعه به این مهم پرداخته شده است. علاوه براین، تأثیر عواملی از جمله مصرف انرژی، سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی، تولید ناخالص داخلی و تراکم جمعیت بر کیفیت محیط زیست، مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان می‌دهد که واردات ICT از شمال و جنوب، انتشار کربن را در کشورهای توسعه یافته افزایش می‌دهد، به طوریکه اثر واردات از شمال قوی‌تر است. در مقابل، برای کشورهای در حال توسعه، واردات از شمال، انتشار CO2 را افزایش می‌دهد، در حالی که واردات از جنوب، کیفیت محیط زیست را بهبود می‌بخشد که نشان‌دهنده مزایای تجارت منطقه‌ای جنوب-جنوب در کاهش آلودگی است. این نتایج منحنی زیست محیطی (EKC) را در گروه توسعه‌یافته به صورت U شکل و در حال توسعه‌ها به صورت U معکوس تأیید می‌کند. فرضیه پناهگاه آلایندگی (PHH) را در جنوب حمایت و در شمال رد می‌کند. علاوه براین، مصرف انرژی در هردو گروه کشورها موجب تخریب محیط زیست می‌شود. سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در کشورهای توسعه یافته بهبود محیط زیست را بدنبال دارد و در کشورهای درحال توسعه موجب تخریب محیط زیست می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تدوین مدل ارزیابی خدمات فرهنگی اکوسیستم در مناطق خشک و بیابانی بر مبنای مرور نظام‌مند: مطالعه موردی مناطق خشک ایران</title>
      <link>https://www.landscapeecologyjournals.ir/article_234881.html</link>
      <description>خدمات فرهنگی اکوسیستم مؤلفه‌ای پیچیده و ذهنی است که بر کیفیت زندگی، انسجام اجتماعی و حفظ تنوع فرهنگی اثرگذار است. ضمن این که ارزیابی خدمات فرهنگی اکوسیستم در مناطق خشک و بیابانی اغلب تحت تأثیر سوگیری به سمت معیارهای توسعه‌یافته برای اکوسیستم‌های معتدل و شهری قرار دارد. این پژوهش با هدف شناسایی، تحلیل و اولویت‌بندی معیارهای ارزیابی خدما ت فرهنگی متناسب با ویژگی‌های طبیعی و فرهنگی مناطق بیابانی، به‌ویژه در بافت ایران، انجام شد. منابع مورد نیاز با استفاده از روش مرور سیستماتیک و پروتکل پریسما، 80 مقاله ISI از پایگاه‌های Web of Science و Scopus انتخاب و با نرم‌افزار مکس‌کیودا تحلیل شدند. همچنین، از VOSviewer برای تحلیل علم‌سنجی 500 مقاله استفاده شد. 80 مقاله ISI منتخب بین سالهای (2000&amp;amp;ndash;2025) با نرم‌افزار مکس‌کیودا 2024 تحلیل کیفی شدند. همچنین، 500 مقاله برای تحلیل علم‌سنجی با VOSviewer 1.6.18 مورد بررسی قرار گرفت. مدل توسعه‌یافته بر اساس نظرات کارشناسی و با روش AHP (فرآیند تحلیل سلسله مراتبی) توسعه یافت. تحلیل مکس‌کیودا نشان داد معیارهای &amp;amp;laquo;ارزش زیبایی‌شناختی&amp;amp;raquo; (%03/29) و &amp;amp;laquo;گردشگری&amp;amp;raquo; (%9/14) بیشترین فراوانی را در مطالعات جهانی دارند، اما در مناطق بیابانی اهمیت آنها کاهش می‌یابد. بر اساس روش AHP و نظر کارشناسان، مدل توسعه‌یافته پیشنهاد شد که در آن &amp;amp;laquo;میراث فرهنگی&amp;amp;raquo; (وزن=405/0)، &amp;amp;laquo;هویت و حس مکان&amp;amp;raquo; (0.283) و &amp;amp;laquo;ارزش‌های نمادین و مذهبی&amp;amp;raquo; (198/0) به عنوان محورهای اصلی شناسایی شدند. ضریب ناسازگاری (CR=0.0228) نشان‌دهنده سازگاری بالای قضاوت کارشناسی است. مدل توسعه‌یافته پیشنهادی، با تمرکز بر معیارهای بومی و غیرمرئی، چارچوبی عادلانه و کاربردی برای ارزیابی خدمات فرهنگی در مناطق بیابانی ارائه می‌دهد و می‌تواند به عنوان ابزاری مؤثر در برنامه‌ریزی و مدیریت پایدار این مناطق مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر فین تک و رهبری تحول آفرین سبز بر عملکرد پایداری با نقش میانجی مزیت رقابتی سبز</title>
      <link>https://www.landscapeecologyjournals.ir/article_235116.html</link>
      <description>بکارگیری فین‌تک و توجه به مسائل زیست محیطی در جهان رقابتی امروز نه تنها به عنوان یک مزیت، بلکه تبدیل به ضرورتی اجتناب‌ناپذیر برای سازمان‌ها شده است. به عبارت دیگر، در عصری قرار داریم که توجه تک بُعدی به مسائل اقتصادی نمی‌تواند به سازمان‌ها در رسیدن به موفقیت کمک کند و مدیران در کنار ترسیم چشم‌انداز سودآوری، باید به عملکرد پایداری نیز توجه ویژه نمایند؛ لذا در این پژوهش به بررسی تأثیر فین‌تک و رهبری تحول آفرین سبز بر عملکرد پایداری با نقش میانجی مزیت رقابتی سبز پرداخته شده است. روش پژوهش بر مبنای هدف کاربردی و بر مبنای اجرا توصیفی پیمایشی و جامعه آماری شامل کارکنان و مدیران بانک‌ پارسیان در شهر تهران می‌باشد. برای جمع‌آوری اطلاعات از پرسشنامه‌‌های استاندارد و برای بررسی فرضیه‌های پژوهش از مدل‌سازی معادلات ساختاری با نرم افزار اسمارتPLS استفاده شده است. نتایج نشان می‌دهد که فین‌تک و رهبری تحول آفرین سبز بر مزیت رقابتی سبز و عملکرد پایداری تأثیر دارند. همچنین مشاهده گردید که مزیت رقابتی سبز در تأثیر فین‌تک و رهبری تحول آفرین سبز بر عملکرد پایداری نقش میانجی دارد؛ بنابراین می‌توان نتیجه گرفت با بکارگیری فین‌تک و پیاده سازی سبک رهبری تحول‌آفرین سبز عملکرد پایداری و عملکرد زیست محیطی بهبود می‌یابد و مزیت رقابتی سبز برای بانک ایجاد می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل چالش‌های اجرای آموزش توسعه پایدار در علوم متوسطه اول: مطالعه‌ای با محوریت موانع پیش روی معلمان</title>
      <link>https://www.landscapeecologyjournals.ir/article_235910.html</link>
      <description>با توجه به افزایش چالش‌های جهانی همچون تغییرات اقلیمی، کاهش منابع طبیعی، آلودگی محیط‌زیست و نابرابری‌های اجتماعی-اقتصادی، توجه به آموزش توسعه پایدار به‌عنوان ابزاری کلیدی برای پرورش شهروندان آگاه و مسئول اهمیت روزافزونی یافته است. پژوهش حاضر با رویکرد تحلیلی-توصیفی و مرور نظام‌مند ادبیات، به بررسی چالش‌ها و فرصت‌های آموزش توسعه پایدار در برنامه درسی علوم تجربی دوره متوسطه اول با تأکید بر نقش معلمان پرداخته است. نتایج مطالعات پیشین نشان می‌دهد که اگرچه برخی مؤلفه‌های زیست‌محیطی در کتب درسی علوم مورد توجه قرار گرفته‌اند، اما ابعاد اجتماعی و اقتصادی توسعه پایدار همچنان کمرنگ هستند و رویکردی جامع و یکپارچه برای پوشش همه ابعاد پایداری وجود ندارد. این وضعیت نشان می‌دهد که آموزش علوم تجربی در شکل کنونی خود، ظرفیت کافی برای آماده‌سازی دانش‌آموزان جهت ایفای نقش فعال در تحقق اهداف توسعه پایدار را ندارد. بر این اساس، پژوهش حاضر بر ضرورت بازنگری در محتوای کتاب علوم تجربی و تلفیق جدی‌تر مؤلفه‌های توسعه پایدار تأکید می‌کند. از سوی دیگر، نقش معلمان در پیاده‌سازی آموزش‌های مرتبط با پایداری بسیار تعیین‌کننده است؛ چرا که کیفیت تدریس، نگرش معلمان و توانایی آن‌ها در ایجاد ارتباط میان مفاهیم علمی و مسائل زیست‌محیطی و اجتماعی، تأثیری مستقیم بر یادگیری دانش‌آموزان دارد. از سوی دیگر، نتایج بررسی‌ها نشان‌دهنده چالش‌های متعددی برای معلمان در اجرای این آموزش‌ها است که به ترتیب اهمیت شامل های آموزشی و درسی، محدودیت منابع، دیدگاه ها و باورها، پیچیدگی مفهومی، فرهنگی و محیطی و در نهایت پشتیبانی سیاسی و سازمانی می باشد. این یافته‌ها نشان می‌دهد که آموزش برای توسعه پایدار نیازمند یک تحول همه‌جانبه در محتوای درسی، سیاست‌های آموزشی و توانمندسازی معلمان است. در نهایت، بازنگری محتوای آموزشی علوم تجربی و فراهم‌کردن بستر حمایتی برای معلمان می‌تواند گامی مهم در جهت تربیت نسل آینده‌ای آگاه، مسئول و توانمند در مسیر تحقق اهداف توسعه پایدار باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اهداف و پیامدهای برنامه های عمرانی و توسعه ای دولت در دشت مغان در دوره پهلوی</title>
      <link>https://www.landscapeecologyjournals.ir/article_236201.html</link>
      <description>عشایر دشت مغان از دیرباز در این منطقه به صورت چادر نشینی زندگی کرده و شغل اصلی آنها دامداری بوده است از این رو این قوم به یکجا نشینی عادت نداشته و برای تأمین علوفه احشام خود دایما کوچ می کردند و اسکان مشخصی نداشتند. در اواخر دوره قاجار که برخی شهرهای ایران در اختیار روسیه قرار گرفت، بخشی از دشت مغان نیز به روسیه ملحق شد و عشایر شاهسون از رفتن به آن سوی مرز منع شدند؛ اما آنها دایما به سرزمین‌های تازه اشغال شده تاخت و تاز کرده و گاهی دست به غارت می زدند از این رو دولتین ایران و روس سیاست‌هایی اتخاذ کردند که دست این افراد را کوتاه کنند. در این مقاله با هدف شناخت تاثیر سیاست گذاری های داخلی و خارجی دولت ایران بر زندگی عشایر شاهسون به بررسی اوضاع دشت مغان و ایلات شاهسون پرداخته و به این نتیجه رسدیم که در اثر تصمیمات دولت ایران در اواخر قاجار و دوران پهلوی مبنی بر خلع سلاح عشای، ملی شدن مرتع ها، اصلاحات ارضی، اسکان عشایر، به کار گیری عشایر در بخش کشاورزی و صنعت، زندگی ایلات شاهسون دچار تغییرات بسیاری شده و مجبور به اسکان و تغییر شغل دامداری به کشاورزی شدند و به دلیل کمبود زمین کشاورزی و نتایجی که از اصلاحات ارضی به بار آمد برخی مجبور به مهاجرت به شهر ها شدند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پهنه بندی اکولوژیکی اراضی خراسان جنوبی برای تولید آنغوزه (Ferula assa-foetida L.) با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی (مطالعه موردی: نهبندان)</title>
      <link>https://www.landscapeecologyjournals.ir/article_236275.html</link>
      <description>آنغوزه (Ferula assa-foetida L.) از گونه‌های دارویی- صنعتی کلیدی ایران است که توسعه کشت آن می‌تواند همزمان به حفاظت رویشگاه‌های طبیعی، اشتغال محلی و کاهش خام‌فروشی کمک کند. این پژوهش با هدف ارزیابی مکانیِ تناسب اکولوژیکی برای استقرار و توسعه آنغوزه در شهرستان نهبندان و ارائه &amp;amp;laquo;نقشه عمل&amp;amp;raquo; برای تصمیم‌گیری اجرایی انجام شد.&amp;amp;nbsp;داده‌های توپوگرافی از DEM با تفکیک ۳۰ متر، اقلیم ۱۵‌ساله (بارندگی، دما و رطوبت)، و داده‌های خاک سطحی (۰&amp;amp;ndash;۳۰ سانتی‌متر: بافت، pH، EC، ماده آلی، نیتروژن، فسفر، پتاسیم، آهک، گچ و رطوبت اشباع) گردآوری و به شبکه ۳۰ متری همسان‌سازی شد. نرمال‌سازی لایه‌ها با توابع فازی مناسب (fuzzy large/small/medium/optimum) انجام گرفت. وزن‌دهی معیارها با AHP بر پایه قضاوت ۱۵ خبره و در نرم‌افزار Expert Choice محاسبه شد (CR=0.05&amp;amp;lt;0.1). هم‌پوشانی نهایی با عملگر گاما در ArcGIS Pro 3.4 (&amp;amp;gamma;=0.8) و طبقه‌بندی Jenks به‌دست آمد.&amp;amp;nbsp;&amp;amp;laquo;بارندگی&amp;amp;raquo; با وزن نسبی 0.219 مؤثرترین عامل بود؛ پس از آن &amp;amp;laquo;ارتفاع&amp;amp;raquo; (0.146) و &amp;amp;laquo;دما/LST&amp;amp;raquo; (0.120) قرار گرفتند. بسته بافت خاک سهم میان‌مرتبه‌ای داشت (شن 0.073، سیلت 0.040، رس 0.022) و شاخص‌های اصلاح‌گر شامل رطوبت اشباع (0.066) و جهت شیب (0.061) طبقات را تعدیل کردند. در شیمی خاک،pH (0.059) و شوری (EC=0.045) کانون‌های محدودکننده موضعی را مشخص ساختند؛ عناصر غذایی نیتروژن (0.034)، پتاسیم (0.019) و فسفر (0.010) و نیز آهک (0.011) و گچ (0.007) نقشی ثانوی و قابل مدیریت داشتند. نقشه نهایی، هسته‌های &amp;amp;laquo;خیلی مناسب/ مناسب&amp;amp;raquo; را عمدتاً در کمربندهای کوه‌پایه‌ای شمال و برآمدگی‌های مرکزی&amp;amp;ndash; شرقی نشان داد؛ در مقابل، دشت‌های جنوب و جنوب‌غرب به دلیل هم‌زمانی کم‌بارشی، LST بالا و در برخی نقاط بافت فوق‌شنی/ شوری در طبقات &amp;amp;laquo;متوسط تا ضعیف&amp;amp;raquo; قرار گرفتند. اسکلت مکانیِ تناسب آنغوزه در نهبندان با سه ستون &amp;amp;laquo;بارش&amp;amp;ndash; ارتفاع&amp;amp;ndash; دما&amp;amp;raquo; بنا و با &amp;amp;laquo;بافت&amp;amp;ndash; شیمی خاک&amp;amp;ndash; جهت شیب&amp;amp;raquo; تراش می‌خورد. بر این اساس، تمرکز سرمایه‌گذاری و ترویج در جزایر &amp;amp;laquo;خیلی مناسب/ مناسب&amp;amp;raquo; شمال و شرق، و ارتقای پهنه‌های مرزی با مداخلات هدفمند متناسب با &amp;amp;laquo;عامل محدودکننده&amp;amp;raquo; (کاهش شوری/ قلیاییت، بهینه‌سازی بافت و رطوبت خاک، انتخاب جهات آفتاب‌گیر) توصیه می‌شود. برونداد این مطالعه، علاوه بر کاهش فشار برداشت از رویشگاه‌های طبیعی، زمینه مکان‌یابی حلقه‌های فرآوری و کاهش خام‌فروشی را فراهم می‌کند و الگوی قابل تعمیمی برای استان‌های هم‌اقلیم ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سنجش تاثیر پذیرش فناوری‌های هوشمند آبیاری بر بهره‌وری آب و درآمد کشاورزان از منظر توسعه روستایی: مورد مطالعه گندمکاران استان لرستان</title>
      <link>https://www.landscapeecologyjournals.ir/article_236433.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، سنجش تاثیر پذیرش فناوری‌های هوشمند آبیاری بر بهره‌وری آب و درآمد کشاورزان از منظر توسعه روستایی: مورد مطالعه گندمکاران استان لرستان بود. روش تحقیق، ترکیبی (کمی و کیفی) و از نوع علّی-مقایسه‌ای بود. جامعه آماری، کلیه کشاورزان گندم‌کار آبی مناطق روستایی استان لرستان در سال زراعی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ بودند که با استفاده از نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای، ۴۰۰ نفر (۲۰۰ پذیرنده و ۲۰۰ غیرپذیرنده فناوری) به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده‌های کیفی از طریق ۴0 مصاحبه نیمه‌ساختاریافته و داده‌های کمی با پرسشنامه محقق‌ساخته جمع‌آوری و با استفاده از آزمونt ، رگرسیون خطی چندگانه و تحلیل محتوای کیفی تحلیل شدند. یافته‌های کمی نشان داد که پذیرش فناوری، مصرف آب را ۷/۲۹ درصد کاهش، عملکرد را ۵/۱۰ درصد افزایش و در نتیجه بهره‌وری آب را ۲/۵۸ درصد به طور معنادار بهبود بخشیده است. با این حال، به دلیل هزینه‌های بالای سرمایه‌گذاری و استهلاک، تفاوت معناداری در درآمد خالص دو گروه مشاهده نشد. تحلیل رگرسیون نیز مؤید آن بود که پذیرش فناوری، قوی‌ترین پیش‌بینی کننده بهره‌وری آب است، اما بر درآمد خالص تأثیر آماری معناداری ندارد. یافته‌های کیفی، هزینه اولیه بالا و نگرانی از پشتیبانی فنی را به‌عنوان موانع اصلی پذیرش فناوری و نقش کلیدی مروجان معتمد و آموزش عملی را به‌عنوان عوامل تسهیل‌کننده پذیرش شناسایی نمود. در نتیجه می‌توان گفت فناوری‌های هوشمند آبیاری در شرایط کنونی، راه‌حلی فنی-زیست‌محیطی مؤثر اما به لحاظ اقتصادی غیرجذاب برای کشاورزان خرده‌پای استان لرستان هستند. موفقیت این فناوری‌ها در گرو خلق یک اکوسیستم حمایتی شامل مدل‌های مالی نوآورانه، تقویت خدمات محلی و تلفیق با مدیریت بهینه زراعی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین ابعاد و مؤلفه‌های هم‌افزایی فرهنگی در کلان‌شهرهای چندقومیتی ایران: مطالعه‌ای داده‌بنیاد در بندرعباس</title>
      <link>https://www.landscapeecologyjournals.ir/article_236554.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف تبیین ابعاد و سازوکارهای هم‌افزایی فرهنگی در یک کلان‌شهر چندقومیتی ایرانی انجام شد؛ شهری مثل بندرعباس که از یک‌سو به‌دلیل موقعیت بندری، مهاجرت و تنوع قومی ناگزیر از زیستِ کنارِ هم است و از سوی دیگر، برای عبور از تنش‌های پنهان و شکاف‌های اجتماعی به یک مدل بومی برای هم‌افزایی نیاز دارد. پژوهش از نوع کیفی و با راهبرد نظریه‌ی داده‌بنیاد (نسخه‌ی نظام‌مند) انجام شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۸ نفر از نخبگان فرهنگی، جامعه‌شناسان شهری، فعالان سازمان‌های مردم‌نهاد و شهروندان آگاه از بافت فرهنگی بندرعباس گردآوری و در سه گام کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شد. تحلیل‌ها به استخراج یک مدل سه‌بُعدی انجامید که شامل: بُعد زمینه‌ای (شرایط تاریخی و اجتماعیِ امکان هم‌افزایی مانند تنوع قومی، تجربه‌ی زیسته‌ی هم‌زیستی و حضور نهادهای فرهنگ‌ساز)، بُعد تعاملی (سازوکارهای واقعیِ تماس و گفت‌وگو مانند فضاهای عمومیِ مشترک، میانجی‌گری نهادی، آموزش میان‌فرهنگی و رویدادهای نمادین مشترک) و بُعد پیامدی (ترجمه‌ی تعاملات به توسعه‌ی فرهنگی و اجتماعی، افزایش اعتماد میان‌گروهی و مشارکت شهری) است. یافته‌ها نشان دادند که در بندرعباس، هم‌افزایی فرهنگی نه با توصیه‌های کلان، بلکه با طراحیِ موقعیت‌های تعاملِ عادلانه و حمایت نهادی از صداهای ضعیف‌تر محقق می‌شود و بُعد تعاملی نقش حلقه‌ی واسط میان ظرفیت‌های فرهنگی و توسعه‌ی اجتماعی را ایفا می‌کند. این مدل می‌تواند مبنایی برای سیاست‌گذاری فرهنگی و مدیریت شهری در شهرهای جنوبی و بندری ایران قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش‌پذیری روستا شهری و تأثیرات آن بر شاخص های سبک معیشتی جامعه محلی (منطقه موردمطالعه: شهر ثمرین اردبیل)</title>
      <link>https://www.landscapeecologyjournals.ir/article_238073.html</link>
      <description>سبک معیشتی جوامع محلی همواره تحت تأثیر عوامل مختلفی بوده که ماهیت آنها در گذر زمان دچار تحول شده است. تحولات فناوری و محیط‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، به‌طور مستقیم و غیرمستقیم، تمامی عرصه‌های زندگی و اقتصاد این جوامع را تحت تأثیر قرار داده است. در این میان، سرعت تغییرات معیشتی در دهه‌های اخیر به‌طور چشمگیری افزایش یافته و نقش تصمیمات دولتی در این تغییرات انکارناپذیر است. هدف از انجام این پژوهش بررسی تاثیرنقش پذیری روستا شهری و تاثیرات آن بر تحولات سبک زندگی ساکنان شهرثمرین اردبیل می‌باشد. پژوهش حاضر به لحاظ ماهیت از نوع تحقیقات کاربردی، و به لحاظ روش از نوع تحقیقات کمی می‌باشد. جامعه آماری این تحقیق مشتمل بر تمامی ساکنین روستاشهر ثمرین است و جامعه نمونه این تحقیق نیز شامل 252 خانوار است که با روش کوکران برآورد شده و به صورت تصادفی سیستماتیک جهت تکمیل پرسشنامه انتخاب شده اند. بررسی نتایج این تحقیق نشان می دهد که در شاخص سبک زندگی معیشت‌محور تغییر و تحول صورت گرفته است اما به صورت کامل نیست، نتیجه پژوهش حاکی از این امر هست که 50درصد پاسخ گویان به پرسشنامه نتایج را در سطح متوسط‌ و زیاد ارزیابی کرده‌اند. این بررسی نشان می دهد که معیشت و عوامل مرتبط با آن در جوامع کوچک و محلی در حال تغییرات بنیادین است و نگرش افراد، نیازهای جامعه و بسترهای انفورماتیک و تصمیمات دولت ها در کنار تحولات دنیای نوین بسترهای تحول در سبک معیشتی جامعه محلی مورد مطالعه را فراهم آورده است</description>
    </item>
    <item>
      <title>تطبیق اندیشه هندسه مقدس با نقش هندسی تار عنکبوتی خداوندی: مطالعه موردی مسجد مدرسه عطاری: شهر فاس، مراکش</title>
      <link>https://www.landscapeecologyjournals.ir/article_239100.html</link>
      <description>در هندسه نقوش اسلامی نسبت های برگرفته از طبیعت را می توان مشاهده کرد. این نسبت های هندسی تابع اصول انتزاعی و فراطبیعی با اعتقاد بر مقدس بودن موضوع خود و دارای زبان نمادین دانسته شده اند. از این رو آن ها را هندسه مقدس می نامند. این تحقیق از نوع توصیفی- تحلیلی است، که از دریچه ی نقد تکوینی اندیشه ی هندسه ی مقدس و نمادشناسی نقش تار عنکبوتی خداوندی، رایج در تزیینات معماری شهر فاس در کشور مراکش را مورد بررسی قرار می دهد. یافته ها نشان دهنده ی آن است که هندسه در نسبت با ذات و ماهیت به حقّانیت عدالت خداوند در آفرینش عالم بر اساس &amp;amp;laquo;قدر&amp;amp;raquo; واستحقاق ذاتی و حدّ اشیاء و پدیده ها اشاره دارد. حدّ هر چیز به مثابه ذات و صورت هر چیز بر طبق الگوهای هندسی نشان داده می شود. صورت در هنر اسلامی محمل حقایق جاودانه ی توحیدی است و در ساحت تخیل بصری در صور بلورین هندسی تبلور می یابد. نقطه، مثلث، دایره و مربع مهمترین رمزهای هندسی در فرهنگ و هنر اسلامی به شمار می آیند. نقش هندسی تار عنکبوتی خداوندی که آن را آذین گل سرخی نیز می نامند رمزگشای صورت مثالی اشیاء و موجودات عالم طبیعت است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>احیا و طراحی منظر پایدار روستای پس قلعه- شمیرانات تهران، ایران</title>
      <link>https://www.landscapeecologyjournals.ir/article_239362.html</link>
      <description>مناظر روستایی یکی از اجزای حیاتی میراث بشریت و رایج‌ترین نوع مناظر فرهنگی با ارزشهای طبیعی و تاریخی ویژه‌ای هستند. سیستم‌های زنده و پویای مناظر روستایی نمایانگر دانش، سنت و فرهنگ جوامع بومی بوده و متعامل با ساختار محیط‌زیست طبیعی به وجود آمده‌اند. آنها با مزایای اقتصادی و اجتماعی متعدد و چند منظوره، پشتیبانی فرهنگی و خدمات اکوسیستمی را برای جوامع بشری فراهم می کنند. متروکه و تخریب شدن مناظر روستایی متاثر از عوامل انسانی یا طبیعی و در ایران بویژه، نگرش یک‌سویه طرحهای هادی، توسعه گردشگری و نظایر آنها است. هدف از تحقیق پیش‌رو، بررسی عوامل تخریب و متروکه شدن منظر فرهنگی روستاها و تبیین راهکارهای حفاظت و احیای مناظر روستایی منطبق بر تحلیل ویژگیهای ساختاری منظر، پتانسیلهای محیطی و محدودیت‌های سکونتگاه‌های بومی در مواجهه با چالشهای نوین است. همچنین در این پژوهش که از نوع تحقیقات بنیادی است و با روش توصیفی-تحلیلی انجام گرفته، بررسی گسترده‌ای پیرامون لایه‌های سازنده منظر روستای پس‌قلعه شمیرانات در ارتفاعات جنوبی البرز مشرف و همجوار با دامنه‌های شهر تهران از طریق تحلیل طرحهای موجود، پیمایش، تدقیق و تولید اطلاعات، نقشه‌ها و مستندات به روز صورت یافته و دلایل تخریب منظر این روستا تبیین شده است. از نو‌آوری‌های تحقیق فوق، انجام فراگرد پژوهش بر اساس رویکرد حفاظت جامع محیطی بویژه حفاظت و توسعه ارزشهای میراث طبیعی و فرهنگی روستا می باشد. اصلی ترین نتیجه پژوهش فوق، ارائه راهکارهای برنامه‌ریزی و طراحی منظر پایدار روستای پس‌قلعه در قالب اکوموزه روستایی می باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل اقتصادی فرآیند انعقاد الکتریکی در تصفیه پسماند حفاری پایه پلیمری و مقایسه هزینه آن با انعقاد شیمیایی مبتنی بر PAC</title>
      <link>https://www.landscapeecologyjournals.ir/article_239363.html</link>
      <description>مدیریت پسماند حفاری با پایه پلیمری، به دلیل بار آلی بالا، تولید قابل‌توجه لجن و محدودیت منابع آب در مناطق نفت‌خیز، مستلزم به‌کارگیری روش‌های تصفیه کارا و اقتصادی است. در این پژوهش، کارایی فرآیند ترکیبی ته‌نشینی&amp;amp;ndash;انعقاد الکتریکی (EC) از منظر اقتصادی و مصرف انرژی ارزیابی و با روش متداول انعقاد شیمیایی با پلی‌آلومینیوم کلراید (PAC) مقایسه شده است. تحلیل هزینه&amp;amp;ndash;منفعت بر مبنای تصفیه یک مترمکعب پساب و با استفاده از قیمت‌های متعارف ایران در سال‌های ۱۴۰۳&amp;amp;ndash;۱۴۰۴ انجام شد. نتایج نشان داد که هزینه مستقیم فرآیند EC حدود ۱۱٬۷۶۰ تومان بر مترمکعب و برای PAC حدود ۲۱٬۱۰۰ تومان بر مترمکعب است. با در نظر گرفتن منافع حاصل از بازیافت آب (۰٫۸ مترمکعب برای EC در مقابل ۰٫۶ مترمکعب برای PAC) و کاهش هزینه‌های دفع پسماند، هزینه خالص تصفیه با EC به حدود ۷٬۰۴۰&amp;amp;minus; تومان بر مترمکعب (صرفه‌جویی خالص) کاهش می‌یابد، در حالی که روش PAC همچنان دارای هزینه خالص مثبت در حدود ۵٬۴۰۰ تومان بر مترمکعب است. همچنین، شاخص انرژی ویژه حذف COD برای فرآیند EC در سناریوی مقیاس‌پذیر حدود ۱٫۷۷ kWh/kgCOD و در مقیاس آزمایشگاهی حدود ۸٫۸۵ kWh/kgCOD محاسبه شد. در مجموع، نتایج نشان می‌دهد که انعقاد الکتریکی در شرایط عملیاتی قلیایی و با استفاده از الکترودهای فولادی کم‌هزینه و قابل استفاده مجدد، از نظر اقتصادی و قابلیت صنعتی‌سازی، گزینه‌ای رقابتی و در بسیاری از سناریوها برتر از انعقاد شیمیایی متداول است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر آگاهی از حقوق شهروندی و عدالت اجتماعی بر رضایت مندی اجتماعی از خدمات شهری و عمرانی در کلانشهر اهواز</title>
      <link>https://www.landscapeecologyjournals.ir/article_240006.html</link>
      <description>امروزه در کلانشهر اهواز، نه‌ تنها نابرابری فضایی در توزیع خدمات شهری، تشدید بحران‌های محیط‌زیستی (خشکسالی، گردوغبار) چرخه معیوب &amp;amp;laquo;محرومیت-بی‌اعتمادی-نارضایتی&amp;amp;raquo; را تقویت کرده و انسجام اجتماعی را کاهش می دهد. این مسئله در بافت چندقومیتی اهواز، پیچیدگی مضاعفی یافته و شکاف بین انتظارات شهروندی و واقعیت خدمات را تعمیق بخشیده است. بنابراین مطالعه همزمان حقوق شهروندی (شامل حقوق مدنی، سیاسی و اجتماعی) و عدالت اجتماعی (با ابعاد فرگرایی اقتصادی، برابری، انصاف و نیاز) در بافت چندقومیتی اهواز، به پر کردن شکاف دانشی در نظریه‌های شهری کمک می‌کند. روش تحقیق توصیفی پیمایشی بوده و جامعه آماری عبارت است از کلیه شهروندان بالای 18 سال ساکن کلانشهر اهواز. همچنین حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران و با در نظر گرفتن 05/0 خطا تعداد 384 نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده در نظر گرفته شد. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه های رضایتمندی از خدمات شهری و عمرانی ابراهیم زاده و کاظمی زاده(1394)، حقوق شهروندی شریفی و اسلامیه ( 1391) و عدالت اجتماعی راسینسکی ( 1987) استفاده شد. یافته های تحقیق با استفاده از روش معادلات ساختاری (SEM) نشان داد که در کلانشهر اهواز: حقوق شهروندی با ضریب مسیر (586/0)(t=6.207, p&amp;amp;lt;0.001) قوی‌ترین پیش‌بین‌کننده رضایتمندی است. عدالت اجتماعی با ضریب (277/0) (t=2.435, p=0.015) تأثیر معنادار ولی کم‌توان‌تری دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تأثیر سرمایه اقتصادی بر مدارای اجتماعی در استان اصفهان: نقش احساس امنیت مالی، آنومی اجتماعی و محرومیت نسبی</title>
      <link>https://www.landscapeecologyjournals.ir/article_240219.html</link>
      <description>در دنیای امروز، مدارای اجتماعی به عنوان یک پیش‌نیاز حیاتی برای توسعه روابط مسالمت‌آمیز در جوامع مختلف مطرح است. این پژوهش با هدف تحلیل تأثیر سرمایه اقتصادی بر مدارای اجتماعی در استان اصفهان انجام شد و نقش میانجی احساس امنیت مالی، ادراک آنومی اجتماعی و احساس محرومیت نسبی را مورد بررسی قرار داد. این پژوهش از نوع کمی با رویکرد توصیفی-همبستگی و با استفاده از روش پیمایشی انجام شد. جامعه آماری، شهروندان بالای 18 سال استان اصفهان بودند و حجم نمونه 384 نفر با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شد. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه استاندارد جمع‌آوری و با نرم‌افزارهای SPSS و AMOS تحلیل شدند. نتایج نشان داد که سرمایه اقتصادی تأثیر مستقیم و معناداری بر مدارای اجتماعی دارد (ضریب 46/0). همچنین، سرمایه اقتصادی از طریق بهبود احساس امنیت مالی (ضریب غیرمستقیم 38/0)، کاهش ادراک آنومی اجتماعی (ضریب غیرمستقیم 13/0) و کاهش احساس محرومیت نسبی (ضریب غیرمستقیم 19/0) بر مدارای اجتماعی تأثیر می‌گذارد. این یافته‌ها با نظریه‌های بوردیو، دورکیم، مرتون، گر و رانسی‌من همسو بود. به این ترتیب، نتایج نشان داد که با افزایش سرمایه اقتصادی، احساس امنیت مالی بهبود یافته، ادراک آنومی اجتماعی کاهش یافته و احساس محرومیت نسبی کاهش می‌یابد و در نتیجه مدارای اجتماعی افزایش می‌یابد. این پژوهش نشان می‌دهد که سرمایه اقتصادی نقش مهمی در ارتقای مدارای اجتماعی دارد و این تأثیر، هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیرمستقیم از طریق متغیرهای میانجی اعمال می‌شود. افزایش سرمایه اقتصادی و توزیع عادلانه منابع در جامعه، می‌تواند به بهبود احساس امنیت مالی، کاهش ادراک آنومی اجتماعی و کاهش احساس محرومیت نسبی و در نهایت، افزایش مدارای اجتماعی منجر شود. این یافته‌ها بر اهمیت سیاست‌گذاری‌هایی که به بهبود وضعیت اقتصادی و کاهش نابرابری کمک می‌کنند، تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی عوامل مؤثر بر تحول در سازمان‌های مطبوعاتی ایران</title>
      <link>https://www.landscapeecologyjournals.ir/article_241573.html</link>
      <description>تغییر و تحول در سازمان‌های مطبوعاتی ایران در دهه‌های اخیر به یکی از موضوعات محوری مطالعات رسانه‌ای و مدیریت تحول تبدیل شده است. هدف اصلی این تحقیق شناسایی عوامل مؤثر بر تحول در سازمان‌های مطبوعاتی ایران است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش جمع‌آوری داده‌ها توصیفی-پیمایشی است. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه می‌باشد که بر اساس معیارهای علمی طراحی شده و روایی آن توسط کارشناسان و متخصصان تأیید و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ 0.87 بدست آمده که بیانگر پایایی خوب ابزار گردآوری اطلاعات است. جامعه آماری در این تحقیق را کلیه دبیران سرویس و خبرنگاران مطبوعات که بیش از پنج سال سابقه کار و حداقل مدرک تحصیلی فوق لیسانس دارا بودند را شامل می شود که با روش نمونه گیری احتمالی و با استفاده از فرمول کوکران ۳۸۴ نفر تعیین شده است. بر این اساس ۴۰۰ پرسشنامه در بین جامعه آماری توزیع که از این میان ۳۹۱ پرسشنامه قابل بررسی بودند. در این پژوهش نیز متغیرهای تحقیق با استفاده از گویه های طراحی شده در پرسشنامه مورد سنجش قرار گرفته است. نتایج تحقیق بیانگر این امر است که بین کاهش درآمد تبلیغات و ضرورت تحول در سازمان های مطبوعاتی ارتباط معناداری وجود دارد. به این مفهوم که درآمد تبلیغات یکی از اصلی‌ترین منابع تأمین مالی سازمان‌های مطبوعاتی به شمار می‌رود و کاهش آن می‌تواند منجر به محدودیت در تولید محتوا، کاهش کیفیت حرفه‌ای، تعدیل نیروی انسانی و تضعیف توان رقابتی رسانه‌ها شود. بین تغییر الگو مصرف مخاطبان و ضرورت تحول در سازمان های مطبوعاتی ارتباط معناداری وجود دارد. به این مفهوم که تغییر الگوی مصرف مخاطبان یکی از مهم‌ترین شاخص‌های تحول در محیط رسانه‌ای محسوب می‌شود که مستقیماً بر مدل‌های کسب‌وکار، شیوه‌های تولید محتوا، ساختارهای توزیع و راهبردهای تعامل با مخاطب تأثیر می‌گذارد. بین عدم ثبات سیاست های رسانه ای و ضرورت تحول در سازمان های مطبوعاتی ارتباط معناداری وجود دارد. به این مفهوم که که عدم ثبات سیاست‌های رسانه‌ای باعث ایجاد نااطمینانی در محیط سازمانی، تضعیف برنامه‌ریزی بلندمدت، کاهش انسجام تصمیم‌گیری و اختلال در فرایندهای حرفه‌ای روزنامه‌نگاری می‌شود. چنین شرایطی، سازمان‌های مطبوعاتی را با چالش‌های متعددی از جمله کاهش اثربخشی، افت اعتماد مخاطبان و افزایش هزینه‌های تطبیق مواجه می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی فنی، زیست‌محیطی و مدیریتی سیستم فاضلاب شهری ایلام با تأکید بر چالش‌های زیرساختی و بهره‌برداری</title>
      <link>https://www.landscapeecologyjournals.ir/article_243147.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف ارزیابی فنی، زیست‌محیطی و مدیریتی سیستم فاضلاب شهری ایلام و شناسایی چالش‌های زیرساختی و بهره‌برداری آن انجام شده است. با توجه به رشد جمعیت، توسعه سریع شهری، فرسودگی بخشی از شبکه جمع‌آوری، ظرفیت محدود تصفیه‌خانه و شرایط اقلیمی سرد ایلام، مدیریت فاضلاب شهری در این شهر با مسائل جدی روبه‌رو است. نتایج بررسی نشان می‌دهد که کاهش دما موجب افت راندمان فرآیند‌های بیولوژیکی تصفیه، به‌ویژه حذف BOD، شده و فرسودگی شبکه نیز خطر نشت فاضلاب و آلودگی منابع آب سطحی و زیرزمینی را افزایش می‌دهد. همچنین ترکیبی بودن سیستم فاضلاب و ورود رواناب‌های سطحی در زمان بارندگی، فشار مضاعفی بر خطوط انتقال و تصفیه‌خانه وارد می‌کند. در این پژوهش، راهکار‌هایی مانند نوسازی شبکه‌های فرسوده، استفاده از فناوری‌های مقاوم در برابر سرما، جداسازی فاضلاب از آب‌های سطحی، پایش هوشمند شبکه و استفاده مجدد از پساب تصفیه‌شده برای مصارف کشاورزی و فضای سبز پیشنهاد شده است. در مجموع، ارتقای زیرساخت‌ها و مدیریت یکپارچه فاضلاب می‌تواند نقش مؤثری در کاهش آلودگی، حفاظت از منابع آب و تحقق توسعه پایدار شهری در ایلام داشته باشد.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل تحلیل تصمیم‌گیری چند معیاره و سیستم اطلاعات جغرافیایی یکپارچه فضایی برای پهنه‌بندی خطر سیل ناگهانی در مناطق روستایی ایران</title>
      <link>https://www.landscapeecologyjournals.ir/article_235413.html</link>
      <description>سیل‌های ناگهانی یکی از مخرب‌ترین بلایای طبیعی هستند، به ویژه در مناطق روستایی که جوامع بسیار آسیب‌پذیر هستند و ظرفیت محدودی برای سازگاری دارند. &amp;amp;nbsp;شروع سریع، زمان هشدار کوتاه و انتقال شدید رسوبات، خطرات جدی برای سکونتگاه‌ها، زیرساخت‌ها و معیشت ایجاد می‌کند. &amp;amp;nbsp;در حوضه آبریز گرگانرود استان گلستان، ترکیب شرایط آب و هوایی متنوع، الگوهای کاربری اراضی و آسیب‌پذیری‌های مختلف زیست‌محیطی، اجتماعی و اقتصادی، این خطرات را تشدید می‌کند. &amp;amp;nbsp;هدف این تحقیق ایجاد یک مدل دقیق برای ارزیابی خطر سیل‌های ناگهانی و تأثیرات آن‌ها بر جوامع روستایی است. &amp;amp;nbsp;این مطالعه به بررسی عواملی که به سیل‌های ناگهانی کمک می‌کنند و آسیب‌پذیری جمعیت روستایی می‌پردازد. &amp;amp;nbsp;علاوه بر این، هدف آن ارائه یک مبنای علمی جامع برای درک پویایی سیل‌های ناگهانی و تأثیرات آن‌ها است که می‌تواند از آمادگی جوامع و اقدامات مؤثر کاهش خطر حمایت کند. &amp;amp;nbsp;این مطالعه از رویکردی با روش‌های ترکیبی استفاده می‌کند که تحلیل فضایی را با جمع‌آوری داده‌های میدانی ترکیب می‌کند. &amp;amp;nbsp;یک پرسشنامه ساختاریافته بین ۷۵ شرکت‌کننده، شامل ساکنان، کارشناسان و مقامات محلی، توزیع شد تا اهمیت شاخص‌های مختلف: فیزیکی، نهادی، اجتماعی-فرهنگی، اقتصادی و زیست‌محیطی ارزیابی شود. &amp;amp;nbsp;تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از نرم‌افزار SPSS انجام شد و از GIS برای بررسی الگوهای فضایی و شناسایی نقاط داغ آسیب‌پذیری استفاده شد. &amp;amp;nbsp;یافته‌ها نشان می‌دهد که پویایی کاربری اراضی مهم‌ترین عامل در تعیین خطر سیل ناگهانی است و بالاترین میانگین امتیاز (۳.۴۱) را دریافت می‌کند، در حالی که شاخص‌های محیطی کمترین امتیاز (۲.۹۴) را کسب کرده‌اند. &amp;amp;nbsp;ارزیابی‌های ریسک همچنین نشان داد که روستاهای حوضه‌های فرعی مرکزی و شمالی بیشترین آسیب‌پذیری را دارند، اگرچه الگوهای آسیب‌پذیری همچنان پراکنده هستند و فاقد انسجام فضایی هستند. &amp;amp;nbsp;مهمتر از همه، عوامل اجتماعی-فرهنگی و نهادی - از جمله درآمد، آموزش، آمادگی، حکمرانی و هماهنگی - به طور مداوم توسط کارشناسان و اعضای جامعه به عنوان محرک‌های تعیین‌کننده تاب‌آوری در اولویت قرار گرفتند. &amp;amp;nbsp;نتیجه اصلی این مطالعه یک مدل فضایی یکپارچه است که پارامترهای خطر را با آسیب‌پذیری‌های اجتماعی-اقتصادی و نهادی ترکیب می‌کند. &amp;amp;nbsp;این مدل که در پنج مرحله تحلیلی ساختار یافته است، چارچوبی جامع برای شناسایی مناطق پرخطر و توضیح تغییرات در تاب‌آوری جامعه ارائه می‌دهد. &amp;amp;nbsp;با نشان دادن تعامل بین عوامل فیزیکی و پویایی‌های اجتماعی، این تحقیق درک خطرات سیل ناگهانی در مناطق روستایی را ارتقا می‌دهد و بینش‌های عملی ارائه می‌دهد که می‌تواند راهنمای اقدامات آمادگی و کاهش خطر مؤثرتر باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل عوامل مؤثر بر رفتار کشاورزان در تمایل به پرداخت بمنظور توسعه فناوری‌های کشاورزی پایدار (مطالعه موردی: کشاورزان استان لرستان)</title>
      <link>https://www.landscapeecologyjournals.ir/article_238069.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، تحلیل عوامل مؤثر بر رفتار کشاورزان در تمایل به پرداخت بمنظور توسعه فناوری‌های کشاورزی پایدار (مطالعه موردی: کشاورزان استان لرستان)بود. مطالعه حاضر از نوع توصیفی-همبستگی و به روش پیمایشی میدانی انجام شد. داده‌ها از نمونه‌ای متشکل از ۴۳۰ کشاورز گندم‌کار و برنج‌کار در پنج شهرستان (خرم‌آباد، بروجرد، الیگودرز، دورود و کوهدشت) که به روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای انتخاب شده بودند، گردآوری شد. ابزار تحقیق، پرسشنامه‌ای محقق‌ساخته مبتنی بر روش ارزش‌گذاری مشروط و مدل برنامه ریزی شده رفتار بود. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از مدل‌های اقتصادسنجی لاجیت دو جمله‌ای و پروبیت انجام گرفت. یافته‌های پژوهش نشان داد که به طور میانگین، ۴۱/۹ درصد از کشاورزان استان لرستان تمایل به پرداخت برای فناوری آبیاری تحت فشار دارند. نتایج مدل رگرسیون لجستیک حاکی از آن بود که دسترسی به اعتبار مالی (با نسبت شانس ۲/۴۴) و تجربه مستقیم خشکسالی (با نسبت شانس ۲/۸۳) قوی‌ترین پیش‌بینی کننده‌های مثبت تمایل به پرداخت هستند. همچنین، کنترل رفتاری درک‌شده (ادراک از توانایی فنی)، نگرش مثبت و عضویت در تعاونی‌های آب‌بران از دیگر عوامل تأثیرگذار مثبت شناسایی شدند. در مقابل، افزایش سن کشاورزان تأثیر منفی و معناداری بر تمایل به پرداخت داشت. این نتایج بر اهمیت تلفیق حمایت‌های مالی، آموزش عملی برای کاهش ترس از فناوری و هدف‌گیری هوشمند مناطق بحران‌زده در طراحی سیاست‌های توسعه و ترویج فناوری‌های پایدار در استان لرستان تأکید می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه چارچوبی برای نقش آفرینی بازاریابی در توسعه محلی با تمرکز بر عوامل کلیدی موفقیت</title>
      <link>https://www.landscapeecologyjournals.ir/article_241718.html</link>
      <description>در محیط کسب‌وکار معاصر، که با جهانی‌سازی، تحولات دیجیتال و تأکید بر پایداری همراه است، مدیریت بازاریابی نقش محوری در تقویت توسعه محلی ایفا می‌کند. این رویکرد، بازاریابی را به عنوان ابزاری استراتژیک برای بهره‌برداری از پتانسیل‌های محلی مانند منابع طبیعی، میراث فرهنگی و نیروی کار جوان معرفی می‌نماید. با این حال، اقتصادهای نوظهور مانند عراق با چالش‌های ساختاری از جمله ناپایداری سیاسی، محدودیت‌های مالی و مسائل زیست‌محیطی مواجه هستند که توسعه محلی را تحت تأثیر قرار می‌دهند. این چالش‌ها ضرورت شناسایی عوامل کلیدی موفقیت در بازاریابی محلی را برجسته می‌سازد، جایی که برندینگ مکانی و بازاریابی محلی جوامع محلی را به عنوان محصولات رقابتی در بازارهای جهانی موقعیت‌یابی می‌کنند و جذب سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی را تسهیل می‌نمایند. هدف اصلی این پژوهش، بررسی چگونگی ادغام مدیریت بازاریابی در استراتژی‌های توسعه محلی پایدار در عراق با تمرکز بر عوامل موفقیت کلیدی است.&amp;amp;nbsp;پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش داده‌بنیاد اشتراوس و کوربین انجام شد و بر پایه مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با خبرگان (اساتید، مدیران و بازاریابان) استوار بود. نمونه‌گیری گلوله برفی تا اشباع نظری ادامه یافت و داده‌ها در سه سطح باز، محوری و انتخابی کدگذاری شدند.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها مدل پارادایمی را نشان می‌دهند که شامل شرایط علی (توسعه اشتغال، نوآوری فناورانه)، پدیده مرکزی (بازاریابی دیجیتال و برندمحور)، زمینه (مشارکت جامعه، انطباق فرهنگی)، مداخله‌گر (ریسک محلی، قوانین دولتی)، راهبردها (تعامل ذی‌نفعان، پایش عملکرد) و پیامدها (رشد اقتصادی، حفاظت محیطی، رفاه اجتماعی) است.&amp;amp;nbsp;در نتیجه، بازاریابی به عنوان عامل کلیدی موفقیت، نه تنها پایداری اقتصادی محلی را از طریق هماهنگی بازارمحور و بهره‌برداری استراتژیک از ابزارهای دیجیتال تقویت می‌کند، بلکه با کاهش نرخ شکست پروژه‌ها و غلبه بر چالش‌های ساختاری در اقتصادهای نوظهور مانند عراق، رقابت‌پذیری بلندمدت را افزایش می‌دهد و به توسعه پایدار و فراگیر جوامع محلی کمک می‌نماید. هدف اصلی این پژوهش بررسی چگونگی ادغام مدیریت بازاریابی در استراتژی‌های توسعه محلی پایدار در عراق با تمرکز بر عوامل موفقیت کلیدی است</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازطراحی محله ازگل با رویکرد ارتقاء کیفیت محیطی، رویکرد تحلیل سلسله مراتبی فازی</title>
      <link>https://www.landscapeecologyjournals.ir/article_243072.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف بررسی کیفیت محیطی محله ازگل و ارائه راهبردهای بازطراحی شهری مبتنی بر اولویت‌بندی ابعاد و زیرشاخص‌ها انجام شد. مطالعه حاضر از رویکرد ترکیبی کیفی&amp;amp;ndash;کمی بهره برد، به‌گونه‌ای که در بخش کیفی، مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با 25 نفر از ساکنان و خبرگان طراحی شهری تحلیل شد و در بخش کمی، وزن‌دهی ابعاد و زیرشاخص‌های کیفیت محیطی با استفاده از روش FAHP و رتبه‌بندی راهبردهای بازطراحی با روش AHP&amp;amp;ndash;TOPSIS صورت گرفت. تحلیل داده‌های کیفی نشان داد که مشکلات محله ازگل بیشتر در ابعاد کالبدی&amp;amp;ndash;فضایی، اجتماعی و ادراکی&amp;amp;ndash;معنایی بروز کرده است و ساکنان عمدتاً به ضعف کیفیت معابر، کمبود فضاهای سبز، ناامنی شبانه و کاهش تعاملات اجتماعی اشاره کردند. یافته‌های کمی نیز نشان داد که بعد کالبدی&amp;amp;ndash;فضایی با وزن 0.312 و بعد اجتماعی با وزن 0.248 بیشترین تأثیر را بر کیفیت محیطی دارند و بهبود زیرشاخص‌هایی مانند کیفیت معابر، دسترسی به فضاهای باز، تعاملات اجتماعی و امنیت روانی از اولویت بالاتری برخوردار است. رتبه‌بندی راهبردهای بازطراحی محله نیز حاکی از اهمیت ارتقاء کیفیت فضاهای عمومی، فضاهای سبز و ایمنی معابر در بهبود تجربه محیطی ساکنان بود. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که بازطراحی شهری باید به‌صورت چندبعدی و هماهنگ با نیازهای کالبدی، اجتماعی و ادراکی انجام شود تا ارتقاء کیفیت محیطی، افزایش رضایت و حس تعلق ساکنان و تحقق توسعه پایدار و عدالت فضایی میسر گردد. این مطالعه علاوه بر تأیید یافته‌های پیشینه، چارچوبی کمی&amp;amp;ndash;کیفی برای اولویت‌بندی راهبردهای بازطراحی شهری ارائه می‌کند که می‌تواند به عنوان مدل تصمیم‌گیری در محلات مشابه به کار گرفته شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی عوامل جمعیت شناختی مؤثر بر گرایشات سیاسی دانشجویان طی سال‌های 1396 - 1400 (مطالعه موردی شهرستان اهواز)</title>
      <link>https://www.landscapeecologyjournals.ir/article_243216.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل جمعیت‌شناختی مؤثر بر گرایشات سیاسی دانشجویان شهرستان اهواز طی سال‌های ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۰ انجام شد. این مطالعه توصیفی&amp;amp;ndash; تحلیلی با تمرکز بر نقش متغیرهای سن، جنسیت، قومیت، وضعیت اشتغال، سطح تحصیلات و درآمد، سه طیف اصلی گرایشات سیاسی شامل اصلاح‌طلبی، اعتدال‌گرایی و اصول‌گرایی را مورد ارزیابی قرار داد. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی اهواز، دانشگاه شهید چمران اهواز و دانشگاه پیام نور اهواز است که تعداد آن‌ها حدود ۱۹۵۰۰ نفر برآورد می‌شود. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران ۳۸۴ نفر تعیین شد و نمونه‌گیری به روش خوشه‌ای متناسب با حجم و سپس انتخاب تصادفی افراد در هر خوشه صورت گرفت. پرسشنامه شامل اطلاعات زمینه‌ای مانند سن، جنس، تحصیلات، درآمد، اشتغال و قومیت و نیز گویه‌های مربوط به سنجش گرایشات سیاسی دانشجویان بود. پایایی ابزار با استفاده از آلفای کرونباخ بررسی شد که نتایج آن برای سه بعد اصولگرایی (۰.۸۱)، اعتدال‌گرایی (۰.۷۹) و اصلاح‌طلبی (۰.۹۰) نشان‌دهنده همسانی درونی مطلوب پرسشنامه است. برای تحلیل داده ها از نرم‌افزار SPSS22 استفاده شد. نتایج نشان داد جامعه دانشجویی مورد بررسی از نظر ویژگی‌های جمعیت‌شناختی بسیار متنوع است. یافته‌های استنباطی حاکی از آن بود که سن رابطه معناداری با گرایشات سیاسی ندارد، اما جنسیت، قومیت و شاخص اجتماعی&amp;amp;ndash; اقتصادی (شامل تحصیلات، شغل و درآمد) تأثیر معناداری بر جهت‌گیری‌های سیاسی دارند. زنان گرایش بیشتری به اصلاح‌طلبی و اعتدال‌گرایی، در حالی که افراد با درآمد بالاتر گرایش بیشتری به اصول‌گرایی داشتند. همچنین قومیت و سطح تحصیلات به‌طور قابل توجهی در تمایلات سیاسی دانشجویان نقش‌آفرین بودند. در مجموع، نتایج نشان می‌دهد که گرایشات سیاسی دانشجویان بیش از هر عامل دیگری تحت تأثیر مجموعه‌ای از مؤلفه‌های اجتماعی&amp;amp;ndash;اقتصادی، فرهنگی و تحصیلی است و تنوع جمعیت‌شناختی منطقه نقش مهمی در شکل‌گیری این الگوها دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>گام بسوی نظام انرژی اقلیم‌پذیر در ایران: مکمل‌بودن الگوهای فضایی تقاضای گرمایش- سرمایش بر مبنای پتانسیل منابع هیبریدی باد- فتوولتائیک</title>
      <link>https://www.landscapeecologyjournals.ir/article_243247.html</link>
      <description>این مطالعه با هدف توسعه یک چارچوب جامع اقلیم‌محور برای برنامه‌ریزی انرژی تجدیدپذیر در ایران، به ارزیابی تحلیل فضایی-زمانی هم‌زمان بین تقاضای انرژی گرمایشی&amp;amp;ndash;سرمایشی ( HDDو CDD) و پتانسیل تولید انرژی هیبریدی باد- فتوولتائیک می‌پردازد. با توجه به محدودیت مطالعات پیشین که عمدتاً منابع بادی و خورشیدی را به‌صورت جداگانه بررسی کرده‌اند، این پژوهش تلاش می‌کند تعامل پیچیده بین عرضه و تقاضای انرژی را در قالب یک مدل فازی یکپارچه و داده‌محور بازنمایی کند. داده‌های بلندمدت دما، تابش خورشیدی و سرعت باد استخراج‌شده از پایگاه داده ECMWF (محصول ERA5) برای دوره زمانی ۱۹۹۵ تا ۲۰۲۵ و در مقیاس کل کشور، پس از انجام مراحل پیش‌پردازش و نرمال‌سازی، به‌عنوان مبنای محاسبه شاخص‌های تقاضای انرژی (HDD و CDD) و نیز برآورد پتانسیل انرژی خورشیدی و بادی مورد استفاده قرار گرفتند. سپس با استفاده از تحلیل مؤلفه‌های اصلی (PCA) به‌صورت پیکسل محور، وزن‌دهی محلی متغیرها انجام شد تا ناهمگنی اقلیمی ایران به‌طور دقیق لحاظ شود. در ادامه، یک چارچوب تصمیم‌گیری چندمعیاره فازی برای ترکیب تولید و تقاضای انرژی در 4 سناریوی اقلیمی و دو سناریوی راهبردی (خودکفایی و صادرات مازاد) توسعه یافت. نتایج این تحقیق نشان دادند که الگوهای هم‌راستایی بین پتانسیل تجدیدپذیر و تقاضای انرژی در ایران کاملاً ناهمگن و وابسته به شرایط اقلیمی&amp;amp;ndash;جغرافیایی است. جنوب و جنوب‌شرق کشور به دلیل هم‌زمانی تابش بالا و نیاز شدید سرمایشی، مناسب‌ترین نواحی برای توسعه انرژی خورشیدی و خودکفایی محلی هستند. در مقابل، شرق و بخش‌هایی از مرکز کشور با وجود برخورداری از هر دو منبع باد و خورشید، بیشترین پتانسیل برای سیستم‌های هیبریدی واقعی را نشان می‌دهند. نواحی شمال‌غرب و غرب با وجود نیاز گرمایشی بالا، به دلیل پتانسیل محدود خورشیدی و هم‌راستایی ضعیف با باد، کمترین مطلوبیت را دارند. همچنین سناریوهای تقاضای بالا بیشترین انطباق فضایی را ایجاد کرده و سناریوهای تقاضای پایین مناطق مناسب برای تولید و صادرات انرژی مازاد را آشکار می‌سازند. در مجموع، نتایج بیانگر آن است که برنامه‌ریزی بهینه انرژی در ایران باید مبتنی بر &amp;amp;laquo;منطقه‌بندی عملکردی&amp;amp;raquo; و در نظر گرفتن هم‌زمان تولید و تقاضا باشد. این رویکرد می‌تواند به افزایش بهره‌وری، کاهش اتلاف انرژی، بهبود امنیت انرژی و تسهیل گذار به سیستم کم‌کربن کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی شاخص‌های کالبدی تاثیر گذار بر تاب آوری فضاهای شهری (مطالعه موردی : شهرک فدک شهرشاهرود)</title>
      <link>https://www.landscapeecologyjournals.ir/article_243306.html</link>
      <description>تاب‌آوری شهری به‌عنوان رویکردی نوین در برنامه‌ریزی شهری، به توانایی فضاها در مواجهه با مخاطرات و کاهش آسیب‌پذیری آن‌ها اشاره دارد. هدف پژوهش حاضر، شناسایی و تحلیل شاخص‌های کالبدی مؤثر بر تاب‌آوری فضاهای شهری و ارائه راهبردهایی برای ارتقای تاب‌آوری کالبدی در برابر مخاطرات طبیعی در شهرک فدک شاهرود است.&amp;amp;nbsp;این پژوهش از نظر ماهیت، توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی است. داده‌ها از طریق مطالعات اسنادی و پیمایش میدانی گردآوری شدند و جامعه مورد مطالعه شامل ۱۵ نفر از خبرگان و ذی‌نفعان محلی است که به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شده و فرآیند مصاحبه تا حصول اشباع نظری ادامه یافته است. شاخص‌های استخراج شده در قالب ۵ بعد (فرم کالبدی، فضاهای باز، حرکت و دسترسی، کاربری‌ها و زیرساخت) طبقه‌بندی و با بهره‌گیری از تکنیک SWOT پردازش شده‌اند.&amp;amp;nbsp;نتایج نشان می‌دهد از میان ۲6 زیرشاخص بررسی‌شده، مؤلفه‌های &amp;amp;laquo;دسترسی به فضاهای سبز&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تنوع فضاهای باز&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;دسترسی به مراکز درمانی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;اختلاط کاربری&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;کیفیت ابنیه&amp;amp;raquo; بیشترین نقش را در ارتقای تاب‌آوری دارند. همچنین تحلیل SWOT نشان‌دهنده نقاط قوتی چون وجود اراضی بایر برای اسکان موقت و نقاط ضعفی همچون فرسودگی بافت و کمبود خدمات رفاهی در محدوده مورد مطالعه است.&amp;amp;nbsp;بر اساس یافته‌ها، راهبردهایی کلیدی جهت ارتقای تاب‌آوری پیشنهاد گردید که مهم‌ترین آن‌ها شامل: افزایش نفوذپذیری و پیوستگی کالبدی بلوک‌ها، نوسازی بافت‌های فرسوده، طراحی زیرساخت‌های انعطاف‌پذیر و توسعه فضاهای سبز چندمنظوره می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر توانمندسازی اجتماعی زنان سرپرست خانوار روستایی تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی (ه) بر معیشت پایدار روستاهای شهرستان ری</title>
      <link>https://www.landscapeecologyjournals.ir/article_243396.html</link>
      <description>با توجه به اینکه نیمی از جمعیت جهان را زنان تشکیل می‌دهند، برای دستیابی به توسعه ضروری است زنان مانند مردان در فرآیند توسعه مشارکت کرده یکی ازنکات مهم در توانمندی افراد، درآمد است که خود موجب افزایش توانمندی درعرصه های غیردرآمدی،افزایش دربهره وری درآمدی وحتی به طورمستقیم تر،افزایش میزان مطلق درآمدمی شود.رونق دروضعیت درآمدی باارتقای دیگرشاخصهای کمی وکیفی درزمینه توانمندی همراه وهمزاداست. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر توانمندسازی زنان سرپرست خانوار بر معیشت پایدار روستاهای شهرستان ری می باشد. پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی می باشد. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه بود که روایی آن با استفاده از نظر جمعی از اساتید و متخصصان تائید شد. تعیین پایایی ابزار تحقیق با انجام آزمون مقدماتی و با استفاده از نرم افزار SPSS و مقدار آلفای کرونباخ 89% به دست آمد. جامعه آماری زنان سرپرست خانوار تحت پوشش کمیته امداد شهرستان ری می باشد. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای مناسب تعداد 313 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. متغیرهایی که تاثیر آنها بر معیشت پایدا سنجیده شد؛ ضریب همبستگی بدست آمده (520/0) نیز حاکی از وجود همبستگی قوی و مثبت بین دو متغیر است. بدین معنا که هرچقدر میزان توانمندی اجتماعی زنان سرپرست خانوار افزایش یابد وضعیت تأمین معیشت پایدار خانوار در سطح بالاتری قرار می گیرد، و بالعکس. ضریب همبستگی بدست آمده (557/0) نیز حاکی از وجود همبستگی قوی و مثبت بین دو متغیر است. بدین معنا که هرچقدر میزان توانمندی اقتصادی زنان سرپرست خانوار افزایش یابد وضعیت تأمین معیشت پایدار خانوار در سطح بالاتری قرار می گیرد، و بالعکس.</description>
    </item>
    <item>
      <title>افزایش بازده پوسته های ساختمانی در راستای بهینه سازی انرژی، نمونه مطالعاتی بناهای آموزشی شیراز</title>
      <link>https://www.landscapeecologyjournals.ir/article_243473.html</link>
      <description>با افزایش بیش از حد مصرف انرژی در جهان، نیاز به راهبردهای صرفه‌جویی در حال افزایش است. طی دهه-های اخیر مصرف انرژی در ساختمان های عمومی به شدت افزایش داشته است. تاکنون در راستای ارتقای بهره‌وری انرژی در بخش ساختمان، سیاست‌گذاری‌های موثری با شدت مختلف و بروی سازه‌های متفاوتی صورت گرفته‌است. این مطالعه با هدف ارائه‌ی یک راهبرد بهسازی در جهت ارتقای بهره‌وری انرژی انجام شده و نمونه موردی آن ساختمان های آموزش عالی واقع در مناطق آب و هوایی گرم و خشک (شیراز) می‌باشد. بهسازی برخی ویژگی‌های پوسته‌های ساختمانی می‌تواند بدون خدشه دار شدن نیازهای عملکردی، باعث ایجاد آسایش در ساختمان شود. نیازهای آسایشی که شامل نیازهای حرارتی، بصری و آکوستیک می‌باشد، می‌تواند مصرف انرژی را کاهش دهد. در این پژوهش ، تاکید بروی آسایش حرارتی در راستای ایجاد بهره‌وری انرژی می‌باشد. برخی معیارهای مهم استفاده شده در فرایند بهسازی پوسته‌های ساختمانی عبارتند از: دیوارهای خارجی، عایق‌بندی، نوع شیشه‌ی پنجره‌ها، هوابندی (میزان نفوذ هوا) وسایه‌‌ اندازی. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که برخی راهبردهای ساده‌ی بهسازی از جمله سایه‌‌اندازی، شیشه‌گذاری پنجره‌ها، هوابندی و عایق-بندی می‌تواند مصرف انرژی را به طور میانگین تا 33 درصد کاهش دهد. از منظر ویژگی‌های پوسته‌ی ساختمانی، این پژوهش پیشنهاداتی برای آیین نامه‌های طراحی ارائه می‌کند که شامل آسایش حرارتی، ارائه‌ی راهبردی عملی جهت بهسازی و همچنین مرجعی پایه برای بهره‌وری انرژی در بناهای اموزشی شیراز را ارائه می‌کند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
