بررسی عوامل جمعیت شناختی مؤثر بر گرایشات سیاسی دانشجویان طی سال‌های 1396 - 1400 (مطالعه موردی شهرستان اهواز)

نوع مقاله : مقاله مستخرج از رساله دکتری

نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه جامعه شناسی، واحد قم، دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران.
2 گروه جامعه شناسی، واحد قم، دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران.
3 استادیار گروه جامعه شناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل جمعیت‌شناختی مؤثر بر گرایشات سیاسی دانشجویان شهرستان اهواز طی سال‌های ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۰ انجام شد. این مطالعه توصیفی– تحلیلی با تمرکز بر نقش متغیرهای سن، جنسیت، قومیت، وضعیت اشتغال، سطح تحصیلات و درآمد، سه طیف اصلی گرایشات سیاسی شامل اصلاح‌طلبی، اعتدال‌گرایی و اصول‌گرایی را مورد ارزیابی قرار داد. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی اهواز، دانشگاه شهید چمران اهواز و دانشگاه پیام نور اهواز است که تعداد آن‌ها حدود ۱۹۵۰۰ نفر برآورد می‌شود. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران ۳۸۴ نفر تعیین شد و نمونه‌گیری به روش خوشه‌ای متناسب با حجم و سپس انتخاب تصادفی افراد در هر خوشه صورت گرفت. پرسشنامه شامل اطلاعات زمینه‌ای مانند سن، جنس، تحصیلات، درآمد، اشتغال و قومیت و نیز گویه‌های مربوط به سنجش گرایشات سیاسی دانشجویان بود. پایایی ابزار با استفاده از آلفای کرونباخ بررسی شد که نتایج آن برای سه بعد اصولگرایی (۰.۸۱)، اعتدال‌گرایی (۰.۷۹) و اصلاح‌طلبی (۰.۹۰) نشان‌دهنده همسانی درونی مطلوب پرسشنامه است. برای تحلیل داده ها از نرم‌افزار SPSS22 استفاده شد. نتایج نشان داد جامعه دانشجویی مورد بررسی از نظر ویژگی‌های جمعیت‌شناختی بسیار متنوع است. یافته‌های استنباطی حاکی از آن بود که سن رابطه معناداری با گرایشات سیاسی ندارد، اما جنسیت، قومیت و شاخص اجتماعی– اقتصادی (شامل تحصیلات، شغل و درآمد) تأثیر معناداری بر جهت‌گیری‌های سیاسی دارند. زنان گرایش بیشتری به اصلاح‌طلبی و اعتدال‌گرایی، در حالی که افراد با درآمد بالاتر گرایش بیشتری به اصول‌گرایی داشتند. همچنین قومیت و سطح تحصیلات به‌طور قابل توجهی در تمایلات سیاسی دانشجویان نقش‌آفرین بودند. در مجموع، نتایج نشان می‌دهد که گرایشات سیاسی دانشجویان بیش از هر عامل دیگری تحت تأثیر مجموعه‌ای از مؤلفه‌های اجتماعی–اقتصادی، فرهنگی و تحصیلی است و تنوع جمعیت‌شناختی منطقه نقش مهمی در شکل‌گیری این الگوها دارد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله English

Investigating the Demographic Factors Influencing Students’ Political Orientations During 2017–2021: The Case of Ahvaz County

نویسندگان English

Maryam Rahdarzadeh 1
Hasan Kheiri 2
Bahram Nikbakhsh 3
1 PhD Student, Department of Sociology, Qo.C., Islamic Azad University, Qom, Iran.
2 Department of Sociology, Qo.C., Islamic Azad University, Qom, Iran.
3 Assistant Professor, Department of Sociology, Payame Noor University, Tehran, Iran.
چکیده English

The present study was conducted to investigate the demographic factors influencing the political orientations of students in Ahvaz County during the years 2017 to 2021. This descriptive-analytical research examined the role of variables such as age, gender, ethnicity, employment status, level of education, and income in relation to three major political orientation spectra, namely reformism, moderation, and conservatism. The statistical population consisted of students from Ahvaz Islamic Azad University, Shahid Chamran University of Ahvaz, and Ahvaz Payame Noor University, whose total number was estimated at approximately 19,500. Using Cochran’s formula, the sample size was determined to be 384 participants. Sampling was conducted through proportionate cluster sampling, followed by random selection of individuals within each cluster. The questionnaire included background information such as age, gender, education, income, employment, and ethnicity, as well as items related to the measurement of students’ political orientations. The reliability of the instrument was assessed using Cronbach’s alpha, and the results indicated satisfactory internal consistency for the three dimensions of conservatism (0.81), moderation (0.79), and reformism (0.90). Data analysis was performed using SPSS version 22. The findings showed that the student population under study was highly diverse in terms of demographic characteristics. Inferential results revealed that age had no significant relationship with political orientations; however, gender, ethnicity, and socio-economic status indicators, including education, occupation, and income, had significant effects on political tendencies. Women showed greater tendencies toward reformism and moderation, while individuals with higher income demonstrated stronger inclinations toward conservatism. In addition, ethnicity and educational level played significant roles in shaping students’ political preferences. Overall, the results suggest that students’ political orientations are primarily influenced by a combination of socio-economic, cultural, and educational factors, and that the demographic diversity of the region plays an important role in the formation of these patterns.

کلیدواژه‌ها English

Political orientations
demographic factors
students
ethnicity
1.       اباذری، یوسف و چاوشیان، حسین. (1381). «از طبقه اجتماعی تا  سبک زندگی: رویکردهای نوین در تحلیل جامعه شناختی هویت اجتماعی»، نامه علوم اجتماعی، شماره 20.
2.       راش، مایکل. (1374). جامعه و سیاست. ترجمه ی صبوری، منوچهر. تهران، انتشارات سمت.
3.       ربانی، رسول(1385). جامعه شناسی شهری، با همکاری فریدون وحیدا، چ 2، اصفهان: دانشگاه اصفهان با همکاری سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی.
4.       ریترز، جورج. (1380). نظریه های جامعه شناسی در دوران معاصر. ترجمه ی ثلاثی، محسن. تهران، علمی.
5.       ساعی، علی و کریمی، زهیر. (1391). تحلیل فرهنگ سیاسی نخبگان سیاسی اصلاح طلب و اصولگرا. مجله جامعه شناسی ایران. دوره 13، شماره 14، 148-116.
6.       صبوری، منوچهر. (1381). جامعه شناسی سیاسی. تهران، نشر سخن.
7.       عالمی، عبدالرحمن. (1379). بازبینی طیف گرایشات سیاسی، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی. شماره48، 155-115.
8.       علیزاده، محمدباقر(1388). مطالعه سبک زندگی سلامت محور شهروندان: امید ها و بیم ها(مطالعه موردی شهر تبریز). پایان نامه دکتری، دانشگاه اصفهان، دانشکده ادبیات و علوم انسانی.
9.       غفاری هشجین، زاهد؛ بیگی نیا، عبد الرضا و تصمیم قطعی، اکرم. (1389). «عوامل موثر بر مشارکت سیاسی دانشجویان علوم سیاسی و فنی دانشگاه تهران»، . دانش سیاسی، دوره ششم، شماره 2.
10.     فیروزجائیان، علی اصغر و جهانگیری، جهانگیر. (1387). «تحلیل جامعه شناختی مشارکت سیاسی دانشجویان، نمونه مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه تهران»، علوم اجتماعی(دانشکده ادبیات و علوم انسانی مشهد)، دوره 5، شماره 1.
11.     قاضی رهبر، محمود. امام جمعه زاده، سید جواد. هرسیج، حسین و حاتمی، عباس. (1393). تحلیل رابطه بین سرمایه اجتماعی و مشارکت سیاسی (مطالعه موردی: دانشجویان دانشگاههای اصفهان، صنعتی اصفهان، هنر اصفهان و علوم پزشکی اصفهان در سال تحصیلی (1393-1392)). پایان‌نامه‌ی دکتری رشته‌ی علوم سیاسی. دانشگاه اصفهان دانشکده علوم اداری گروه علوم سیاسی.
12.     مارش، دیوید و جری استوکر. (1384). روش و نظریه در علوم سیاسی. ترجمه ی حاجی یوسفی، امیر محمد. پژوهشکده مطالعات  راهبردی.
13.     محمدتقی، پوریان. (1396). نقد نظریه انتخاب عقلانی در تصمیم گیری راهبردهای سیاسی. پژوهش های راهبردی سیاست. دوره 6، شماره23(پیاپی53)، 227-209.
14.     مردیها، سید مرتضی. (1381). گرایشات سیاسی و دینی در دنیای امروز. فصلنامه مطالعات راهبردی. دوره 2، شماره 15.
15.     مهدوی کنی، محمدسعید،(1387). مفهوم سبک زندگی و گستره ی آن در علوم اجتماعی، فصلنامه تحقیقات فرهنگی، بهار 1387، شماره اول.
16.     همازاده، مهدی(1390). آسیب شناسی سبک زندگی جوانان انقلابی: دانشجویان نظام رشد جامع ندارند. زمانه 21(1)، صص 44-42.
17.     هولاب، رابرت. (1391). نقد در حوزه عمومی هابرماس. ترجمه ی بشیریه، حسین. تهران، نشرنی.
18.      
19.     Anderson, C. J., & Paskeviciute, A. (2018). Ethnic diversity, political engagement, and group identity. Political Studies Review, 16(3), 245–260.
20.     Dalton, R. J. (2014). Citizen Politics: Public Opinion and Political Parties in Advanced Industrial Democracies (6th ed.). CQ Press.
21.     DeLaune, S. C., & Ladner, P. K. (2002). Fundamentals of Nursing: Standards & Practice (2nd ed.). New York: Delmar Thomson Learning.
22.     Featherstone, M. (1991). Consumer Culture & Postmodernism. London: Sage Publication.
23.     Fung, A. (2003). Recipes for Public Spheres: Eight Institutional Design Choices and Their Consequences. Journal of Political Philosophy, 11.
24.     Giddens, A. (1996). In Defence of Sociology. Cambridge, New York: Polity Press.
25.     Glock, C. Y., & Bella, R. N. (Eds.). (1976). The Religious Consciousness. University of California Press.
26.     Hoffman, A., & Dowd, R. (2014). Religion, Gender and Political Participation in Africa: Lessons from Nigeria, Senegal and Uganda. Department of Political Science, University of Notre Dame.
27.     Inglehart, R., & Welzel, C. (2020). Modernization, Cultural Change, and Democracy: The Human Development Sequence (Updated Edition). Cambridge University Press.
28.     Iyengar, S., & Westwood, S. (2015). Fear and loathing across party lines: New evidence on group polarization. American Journal of Political Science, 59(3), 690–707.
29.     Jacoby, W. (2006). Value choices and American public opinion. American Journal of Political Science, 50(3), 706–723.
30.     Jha, A., Boudreaux, C., & Banerjee, V. (2018). Political leanings and social capital. Journal of Behavioral and Experimental Economics, 72, 95–105.
31.     Katler, P., & Keller, K. L. (2006). Marketing Management (12th ed.). Upper Saddle River, NJ: Prentice Hall.
32.     Leslie, G. R., Larson, R. F., & Gorman, B. L. (1994). Introductory Sociology. Oxford University Press.
33.     Milbrath, L. (1981). Political participation. In S. Long (Ed.), Handbook of Political Behavior (Vol. 4). New York: Plenum Press.

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 17 اردیبهشت 1405